خرید کتاب سکه طلا
تاریخ دریافت خبر:
img

یبه گزارش انصاف نیوز، «فرهمند علیپور»، خبرنگار سابق خبرگزاری فارس که به خارج کشور مهاجرت کرده، در یادداشتی در فیسبوک خود نوشت:

فیدل کاسترو مرد تا دنیای ما از رهبران بزرگ و کاریزماتیک خود خالی شود. تا همین چند دهه پیش جهان ما در مرزهای خود گاندی را در شرق داشت، چگوارا و کاسترو را در غربی ترین و نلسون ماندلا را در جنوبی ترین مرزهای خود داشت. رهبرانی که هر کدام به الگو و اسطوره ای تبدیل شده بودند.

مثل این روزها دنیا شاهد این حجم از رهبران سفیه و ابله نبود. بنگرید به رئیس جمهور منتخب ایالات متحده! به کابینه ای که در حال تشکیل آن است. مجمع دیوانگان! به وزیر خارجه بریتانیا، به تونی بلر، به اولاند و سارکوزی، به اردوغان، سیسی و احمدی نژاد، به نتانیاهو. شاید هرگز دنیای ما با این حجم و تعداد از رهبران ابله رو به رو نبوده است. چه گنجایشی دارد دل دنیا.

فیدل کاسترو مرد و آخرین نشانه ها و سمبل های جهان دو قطبی، جهان خیزش های مسلحانه فقرا و بیچارگان علیه استعمارگران را با خود برد.

فیدل کاسترو جزیره کوچک کوبا را که عشرتکده آمریکایی ها بود را به پرچمی افراشته در جهان تبدیل کرد به الگویی برای مبارزه. ایالات متحده آمریکا بیش از نیم قرن کوبا و کوبایی ها را مجازات کرد و به تحریم کشاند و دیگر کشورهاى متحدش را وادار کرد تا دست به دست یکدیگر بدهند و جزیره کوچک را از پای در آورند.

امروز باراک اوباما در حالی از کاخ سفید می رود که آمریکا سیستم درمان و بهداشتی که کوبای تحریم شده برای مردمانش فراهم کرد را در خواب و خیال هم نمی تواند ببیند. آری کوبا فقیر بود، علت فقر کوبا اما فیدل نبود، تحریم های آمریکا و غرب بود. جنگ غرب علیه کوبا و اراده کوبا بود. با این وجود و علی رغم تحریم های پنجاه ساله وضعیت زندگی در کوبا از نظر تحصیلی، بهداشت، بیکاری و فاصله طبقاتی از بسیاری از متحدان آمریکا در خود آمریکای مرکزی و نزدیکان جغرافیایی، فرهنگی و زبانی کوبا، بهتر بود. فیدل هم عاری از اشتباه نبود، حتما می توانست بسیار بهتر از اینها باشد.

از امروز رسانه ها و حامیان ایالات متحده و مخالفان کاسترو و کوبا پرونده های حقوق بشری کوبا را باز خواهند کرد و او را با سرزنش و نفرت تشییع خواهند کرد و البته همزمان یادآوری خواهند کرد که او با همه اشتباهاتش در آخرین سالهای عمرش کمی عاقبت به خیر شد زیرا که با آمریکا راه آمد. هر چه باشد هنوز هستند کسانی که راه نیامده اند و باید الگو بگیرند.

آنها پای حقوق بشر را در انتقاد از کوبا به میان می کشند و استدلال ها تکراری و ملال آور خود را تکرار خواهند کرد. به ما اینگونه القا می کنند که اگر کوبا همچنان در دست آمریکایی ها می ماند به بهشت حقوق بشر تبدیل می شد. آنها می گویند، تکرار می کنند و خود باور می کنند. اما نمی گویند که مگر دیگر کشورهایی که دهه هاست در حلقه مریدان آمریکا مانده اند، مردمانش از حقوق بشر و دمکراسی بهره ای هم می برند؟ اصلا آمریکا برای وضعیت حقوق بشر در آنها تره خرد می کند؟

اینجاست که انتقاد های آنها ریاکارانه می نماید و دفاع آنها از حقوق بشر بیشتر ابزاری است سیاسی علیه دولتهایی که رابطه خوبی با ایالات متحده ندارند و نه در دفاع از ملت هایی است که تحت ستم و تبعیض هستند.

از نظر آنها حقوق بشر باید در ایران، چین، روسیه، کره شمالی، سوریه و کوبا رعایت شود چون حاکمان آنها حامیان آمریکا نیستند و نه چون مردمانشان شاهد نقض حقوق انسانی شان هستند. از این روست که برای دستگاه سیاست خارجی آمریکا، برای لندن و پاریس، حقوق بشر در عربستان ، مصر، اسراییل و فلسطین، ترکیه، کویت، قطر، بحرین، امارات ، یمن و… محلی از اعراب ندارد! رسانه های بزرگ و مهم غربی هم به ندرت و گاه برای خالی نبودن عریضه و رفع تکلیفی انتقادی هم می کنند.

بحث انتقاد یا حمایت از کارنامه حقوق بشری حکومت کاسترو در کوبا نیست که این به جای خود می تواند بحث مفیدی باشد، بحث اما داستان تکراری و پایان ناپذیر ریاکاری هاست، استفاده از حقوق بشر نه برای رهایی بشر که برای مسلط تر کردن تسلط واشنگتن بر جهان ما، استفاده ابزاری از حقوق بشر و از ستمی که بر بشر می رود، نه برای رهایی اش که برای از میان به در کردن خرده اربابان به سود ارباب بزرگتر.

آنها خود را حامیان آزادی و دیدبان های دمکراسی در جهان می دانند، خود را در قامت مبارزان سخت کوش، عاقلان و دلسوزان حقوق بشر می بینند، اما با سرمایه و حقوقی که از وزارت خارجه آمریکا به آنها می رسد و در انتهای کارشان درست مثل کارمندان وزارت خارجه آمریکا، حمایت از پیشبرد سیاست خارجی آمریکا است، نقطه ای که به آن سمت هدایت می شوند و هدایت می کنند. ما را به حامیان خودکار متحدان آمریکا و مخالفان سر سخت منتقدان آمریکا تبدیل می کنند و گاه بی آنکه خود بدانیم، برای ساعتها و ساعتها برای منافع ملی آمریکا و پیشبرد و موفقیت سیاست خارجی آمریکا بحث می کنیم و چانه می زنیم و خسته نمی شویم، چون فکر می کنیم برای جهانی بهتر در حال تلاش هستیم. جهان بهتری که مسیرش را آنها به ما نشان داده اند. ما را اینگونه می خواهند و تشویق می کنند و عاقل و مدرن نشان می دهند.

البته که در این میان انسانها و چهره های شریف و آزاده ای هم هستند که حقوق بشر را برای بشر و با اهداف انسانی می خواهند نه ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی کشورهای بزرگ. این زشت ترین و سیاه ترین جنگ جهان ماست.

پیام آمریکا اما بسیار روشن است، در سیاست خارجی خود با ما باشید و در داخل خود می دانید و مردمانتان، دستتان برای نوازش و سرکوب در داخل باز است. سرکوب کنید یا نوازش ما از شما تمجید خواهیم کرد، اقدامات شما را توجیه خواهیم کرد. نهایت اینکه بگوییم «حرام زاده است، اما حرام زاده خودمان است». ما شما را خردمند و نماینده مردم خود معرفی می کنیم، اما اگر در سیاست خارجی با ما همراه نباشید آنگاه ما منتقد شرایط داخلی شما می شویم.

برخی از اپوزسیون ایرانی ذوب در ولایت آمریکا، باید خوشحال باشند و سپاسگذار فاصله ای که میان تهران و واشنگتن است و گرنه بعید نبود امروز اف بی آی و سازمان سیا در همراهی با سپاه و وزارت اطلاعات ایران به تعقیب و خنثی سازی مخالفین و اپوزسیون می پرداختند. شاید اولاند که کشورش را مهد دمکراسی می خواند هم امروز به صادق لاریجانی مدال مدافع حقوق بشر می داد، مگر به عربستان نداد؟ شاید بشار اسد را که امروز خونریز و قصاب می خوانند را هم قهرمانی نشان می دادند ایستاده در برابر طوفان ها و سیل تروریست ها؛ مردی که به نمایندگی از جهان در برابر تروریست ها ایستاده است. مگر از این لقب ها به رهبران اسراییل نمی دهند؟ مگر بریتانیا در مرگ شاه عربستان پرچم هایش را نیمه برافراشته نکرد؟

انتهای پیام

کلمات کلیدی: آمریکا - حقوق بشر - فرهمند علیپور - فیدل کاسترو

لینک کوتاه: betanews.ir/news/397120

خبر فوق مربوط به رسانهانصاف می باشد و جستجوگر هوشمند بتانیوز صرفا آن را بازنشر کرده است. مشاهده در سایت منبع : لینک مستقیم