خرید سکه کلکسیونی
تاریخ دریافت خبر:

ظهور مجدد گرایشهای ملی گرایانه در عرصه بین المللی با اینکه از نظر تئوری مورد قبول نبوده است ، از دید تاریخی عواقب بدی در بر داشته است ، با اینحال دوباره مظاهری از ملی گرائی در عرصه بین المللی در حال بروز و خود نمائی است.

نخستین آن به برکزیت بر می گردد که مردم انگلیس در یک نظر پرسی همگانی رای به خروج از اتحادیه اروپا دادند. انگلیس در درون اتحادیه اروپا داشت ماهیت خود را از دست می داد. اتحادیه اروپا امپراتوریی است که به تعبیری آلمان بر آن حکمرانی می کند. باقی ماندن در اتحادیه اروپا یعنی محو شدن در جامعه ای که خصوصیات انگلستان را از انگلستان می گرفت. تصمیم سختی بود اما انگلیسی ها ترجیح دادند که از بعضی منافع چشم پوشی کنند ولی به دوران و عصر حاکمیت خود بر سرنوشت خود برگردند. خیلی ها گفتند پوند سقوط کرد سهام در بورس لندن سقوط کرد. هیچ اینچنین نبود. زود انگلیس به موقعیت مستحکم و خوبی که باید می داشت بر گشت و شاخص های اقتصادی روند بهبودی و افزایش را پیش گرفت.

دومین و بزرگترین گرایش ملی گرایانه در عرصه جهانی در امریکا بروز کرد. نامزدی که شعار خود را بازگرداندن عظمت و قدرت امریکا به امریکا قرار داده بود و علنا با بافته های چندین دهه ای در مورد جهانگرائی و همگرائی و وابستگی متقابل interdependence به مخالفت برخواسته بود کسی که می گفت « اول امریکا » و امریکا و منافع امریکائی را مقدم بر هر چیز می دانست در انتخابات ریاست جمهوری آن کشور برنده شد.

ملی گرائی یک مقدار با نژاد پرستی ، یک مقدار با خود برتر بینی ، یک مقدار با تنفر از بیگانگان ، یک مقدار با عدم معقولیت ، و به عوض آن یک مقدار با بازی با احساسات و هیجانات مردم همراه است. احساسات ملی گرایانه را بر می انگیزد ، جمعیت تهیج می شوند و این جمعیت تهیج شده متقابلا موجبات تهیج رهبران و سرکردگان خود را فراهم می آورند. ملی گرائی همچنین یک مقدار زیادی با شعارها و نمادها سر و کار دارد. ملی گرائی از تظاهرات ملی گرایانه در دفاع از نمادها جان می گیرد و قدرت می افزاید. این تظاهرات و تجلیات ممکن است با عقلانیت هیچ ارتباطی نداشته باشد اما ملی گرائی اینست دیگر. اینها اسباب و ابزار کار ملی گرائی است.

می گویند برای ما هیچ فرقی نمی کند. نه فرق می کند . قبلا ما به سمت یک هلی کوپتر نشانه می رفتیم ، شاید در طرف مقابل یک حداقل منطقی وجود داشت که این ما هستیم که در آبهای دور ، در جائی نزدیک آبهای سرزمینی یک کشور حضور پیدا کرده ایم و حق دارند که به سمت ما نشانه روی کنند و این ما هستیم که باید برگردیم و حد و حدود خود را بشناسیم. اما بر خورد غیر عقلائی ملی گرایانه با این رویداد متفاوت است. اصلا عقلانیت را در بحبوهه بالا گرفتن هیجانات ملی گرائی بگذارید کنار. یک وقت پرچمی سوزانده می شد و شعاری داده می شد یک وضعی داشت وقت دیگر وضعی دیگر. الان برای ملی گرائی که تکیه اش روی نماد است و میخواهد از طریق نمایش قدرت هیجانات را تحریک کند و بر انگیزد موضوع فرق می کند.

اگر یک وقت مساله مهمی باشد ، قصد تجاوز وتعرضی در کار باشد ، قصد تصرف سرزمینی مطرح باشد ، چیزی که ارزشش را داشته باشد ، یقینا باید به اقدامی که لازم است توسل جست و مماشات نکرد. اما در شروع هیجانات برانگیخته شده ملی گرائی در عرصه بین المللی بهتر است یک مقدار معقولانه تر رفتار کرد و بهانه دست کسی نداد.

در ایران اغلب قضاوت بر حسب ظاهر است. فکر می شود اگر کسی قرار باشد امیرکبیر یا بزرگ مرد تاریخ باشد باید شکل و شمایل رستم وارانه داشته باشد یا اگر قرار است کسی ملی گرای ناسیونالیست خطرناکی باشد باید خود هیتلر باشد. حال در مورد ترامپ هم بعضی از ما چیزی که می بینند یک مرد پولدار فاسد الاخلاق برآمده از یک نظام فاسد سرمایه داری است که کماکان تفاوتی با بقیه ندارد. چیزی را هم که ممکن است در او نبینیم این ملی گرائی افراطی و تغییرات عظیمی است که از این ملی گرائی ممکن است در عرصه بین المللی و در مسائل جهانی روی دهد. یهودیان چون از ملی گرائی گزیده شده اند زودتر از همه پی به ماهیت ترامپ بردند. نهایت تلاششان را کردند که مانع از پیروزی او شوند. تمام تصویرها و کاریکاتورهائی هم که ترامپ را شبیه هیتلر نشان می داد از سوی آنها در جامعه نشر می یافت. شبکه های خبری ماهواره ای صهیونیستی هم در ضدیت با ترامپ از هیچ کاری فروگذار نکردند. هنوز هم دست از مقابله و ضدیت با ترامپ برنداشته اند و احتمالا تا آخر هم بر نخواهند داشت.

الان ترامپ دارد در داخل امریکا برای توهین به پرچم و مقدسات امریکا جریمه تعیین می کند و می کند. عزیزان با فرد روبرو نیستیم. یا یک ملی گرائی در حال سر برآوردن هیجانی و احساسی و غیر معقول روبرو هستیم. آنها در این مقطع هیجانی و احساسی عمل می کنند ما چرا هیجانی و احساسی و غیر معقولانه عمل نمائیم؟

سومین بروز ملی گرائی به پیروزی اخیر فرانسوا فیلون در فرانسه در انتخابات درون حزبی جناح راست ، راست مرکزی ، بر می گردد که قرار است سال آینده با نامزد حزب چپ حاکم در انتخابات ریاست جمهوری رقابت نماید. فرانسوا فیلون هم رگه هائی از راست افراطی ملی گرایانه را که تحسین فرهنگ ملی ، ارزش های ملی ، ضدیت با بیگانه و بیگانه ستیزی است در خود دارد. او قرار است در نقش مارگارت تاچر فرانسه ظاهر شود. با تمایلات درونی در داخل فرانسه با شدت برخورد کند و در عرصه خارجی با قوت و قدرت و بدون اغماض عمل نماید. فرانسه بنوبه خود یک قدرت همتراز اتمی و تسلیحاتی عالم است. همه اسباب ها و ابزارهای لازم را هم برای قلدر مابی و نمایش قدرت در اختیار دارد که با افزایش گرایشات ملی گرایانه در فرانسه این قدرت نمائی ها هم بالتبع فزونی خواهد گرفت. باز راست تر و افراطی تر از جناح راست در فرانسه ناسیونالیستهای راست افراطی به رهبری خانم ماری لوپن قرار دارند که آنها هم رقیب دیگری برای انتخابات سال آتی فرانسه هستند و روز بروز با اقبال و گرایشات مردمی بیشتری روبرو هستند. آنها به تمام معنی نازی هستند.

خب حالا اینها که چی؟ آنهائی که فکر می کنند این آمدن و رفتن ها هیچ فرقی نمی کند و همه یک کرباسند که هیچ ، ولی آنهائی که فکر می کنند این آمدن و رفتن ها این جابجائیها تغییراتی بدنبال دارد و آن تغییرات اثرات و تاثیراتی یک مقدار هوشمندانه تر و عاقلانه تر عمل نمایند.

برهه برهه زمانی حساسی است.

لینک کوتاه: betanews.ir/news/396970

خبر فوق مربوط به رسانهدولت بهار می باشد و جستجوگر هوشمند بتانیوز صرفا آن را بازنشر کرده است. مشاهده در سایت منبع : لینک مستقیم