خرید سکه کلکسیونی
تاریخ دریافت خبر:
در متن حکم انتصاب محمد سرافراز و ایضا عبدالعلی علیعسگری آمده است : سازمان صدا و سیما با مأموریت خطیر «هدایت و مدیریت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» به مثابه دانشگاه عمومی، با تکیه بر فعالیت ها و برنامه های حرفه ئی پیشرفته و عمیق رسانه ای، وظیفه گسترش دین و اخلاق و امید و آگاهی و ترویج سبک زندگی اسلامی- ایرانی در میان آحاد ملّت را بر عهده دارد. مسئولیت تاریخی رسانه ملّی در مقطع کنونی، حفظ و ارتقای استقلال فرهنگی و هویت انقلاب ایران اسلامی است. «عزم ملّی و ابتهاج معنوی و نشاط انقلابی» آحاد جامعه در مسیر اهداف بلند نظام اسلامی، در گرو آگاهی و معرفت عمیق و گسترده ی عمومی و نیازمند پیوند با سرچشمه های تولید فکر ناب دینی و خیل دلبستگان فرهیخته و پرانگیزه ی انقلاب اسلامی است. سازمان صدا و سیما همچنین به عنوان موتور محرک و مشوق پیشرفت کشور، وظیفه پشتیبانی رسانه ای همه جانبه و مبتکرانه در امر بسیج عمومی ملّت و نیز کمک به مدیریت های اجرایی در جهت تأمین اهداف و اجرای سیاست های کلان نظام و تحقق سند چشم انداز کشور را بر دوش دارد. که نکات زیر از متن فوق مشخصا قابل استنتاج است : 1- صداوسیما اصلی ترین و مسئول ترین نهاد حاکمیتی در "هدایت و مدیریت فرهنگ و افکار عمومی جامعه" است. 2- صداوسیما وظیفه دارد تا دین و اخلاق و امید و آگاهی را گسترش داده و سبک زندگی ایرانی-اسلامی را در میان آحاد ملت ترویج نماید. 3- در مقطع فعلی، ارتقای استقلال فرهنگی و هویت انقلاب اسلامی یک مسئولیت تاریخی برای صداوسیما محسوب میشود. 4- عزم ملی و ابتهاج معنوی و نشاط انقلابی آحاد جامعه ایرانی در گرو آن است که صداوسیما آگاهی و معرفت عمیق ملت را درین رابطه در دستور کار قرار دهد. 5- صداوسیما موتور محرکه و مشوق پیشرفت کشور باید باشد و درین راستا موظف است تا پشتیبانی همه جانبه و مبتکرانه را بخرج دهد. 6- صداوسیما بسیج عمومی ملت را برای بند 5 برعهده دارد(مهم) 7- صداوسیما موظف است به مدیریت های اجرایی کشور کمک کند تا در مسیر تحقق اهداف سند چشم انداز و سیاست های کلان کشور(و نه چیز دیگری) موفق شوند بسیار خوب! حال باید پرسش نمود که رسانه ملی برای 7 مورد فوق الذکر طی سالی که رو به پایان است چه کرده است؟ مسلما پاسخ این سوال در چند سطر نمیگنجد اما حداقل میتوان برخی شواهد و قرائن ملموس را مورد مداقه و بحث قرار داد. همگان شاهدیم که دامنه ی اختیارات و عملکرد ملی قوه مجریه از دو قوای دیگر بسیار گسترده تر و فراگیرتر بوده و همین امر قوه مجریه را دارای ضریب نفوذ و تاثیر بسیار فراتری(نسبت به مقننه و قضاییه) در میان ملت نموده است. قوه مجریه کمترین مزیت و برتری اش در فضای مدیریتی کشور تقسیم و مدیریت بودجه در میان تمام قواست. اگر چه مجلس وظیفه نظارت، بررسی و تصویب یا رد لایحه بودجه را برعهده دارد اما حقیقت آنست که کدخدای اصلی بودجه کشور، قوه مجریه است. واقعیت این است که دولتها گاهی از بودجه به عنوان یک اهرم فشار بر نهادهای خارج از حیطه قوه مجریه بهره گرفته اند که به تناسب سلامت نفس دولتهای مختلف این موضوع شدت و حدت داشته است. صداوسیما به عنوان یک نهاد حاکمیتی ویژه، طبق قانون اساسی تحت امر هیچکدام از قوا نیست اما به لحاظ ماهوی و ضریب نفوذش در آحاد ملت، همیشه بیشترین جذابیت را (برای نفوذ در بدنه تصمیم ساز و تصمیم گیرش) در میان قوای سه گانه کشور داشته و دارد. در این میان، قوه مجریه همیشه عطشش برای نفوذ در لایه های تصمیم ساز و تصمیم گیر رسانه ملی بیشتر از دو قوه دیگر بوده و هست و دلیلش نیز همان سنگینی و گستردگی حوزه مسئولیتش در کشور است. ساده تر آنکه : قوه مجریه برای پیشبرد خواسته هایش نیاز بیشتری به رسانه ملی دارد. گفتیم که دولتها به تناسب میانگین سلامت نفس کابینه در موضوع "عطش نفوذ به صداوسیما" متفاوت بوده اند که تا قبل از روی کار آمدن دولت یازدهم، رکورددار این عطش "دولت کارگزاران" بود. دست بر قضا، رکوردی که درین مورد، توسط دولت یازدهم در حال شکستن شدن است ریشه در میزان نفوذ طیف همان کارگزاران در بدنه دولت یازدهم دارد. به بیان دیگر : (( رسانه ملی از سال 1392 به بعد و به واسطه دولت یازدهم و پس از 16 سال وقفه، یکبار دیگر مورد هجوم آشکار و پنهان لیبرال های دولت کارگزاران قرار گرفته است.)) ذکر این نکته لازم است که اهرم بودجه تنها یکی از گزینه های فشار بر صداوسیما است. همگان شاهدند که اینروزها صداوسیما همچون قهرمان و مبارز اول فیلمهای رزمی است که توسط ایادی حریف، داروی خواب آور نوشانده شده و علیرغم انتظار تماشاگران و هوادارن خود در میانه میدان تلو تلو میخورد..ادامه... مصادیق این ادعا کم نیستند :الف) ماهها از دستور صریح و علنی ولی امرمسلمین در برکناری، دستگیری، محاکمه و مجازات غارتگران نجومی خوار میگذرد اما دولت یازدهم نه تنها سرپیچی آشکار از دستور کرده است بلکه اخطار و درخواستهای رسمی و رسانه ای قوه قضاییه را به هیچ گرفته است؟ چرا؟ دلیلش واضح است : اصلی ترین و مسئول ترین دستگاه کشور(صداوسیما) که طبق بند 6 فوق الذکر، وظیفه بسیج افکارعمومی را دارد عملا دست روی دست گذاشته است. نشانه صحت این ادعا آنست که همین قوه مجریه (که کمترین واهمه ای از هشدارهای سخنگوی قوه قضاییه ندارد) در صورت ورود جدی صداوسیما به موضوع نجومی ها بشدت واکنش نشان داده و رسانه ملی را آشکار و پنهان تحت فشار قرار خواهد داد. هفتم آذرماه 95 اما، بار دیگر رهبری مظلوم نظام تاکید کردند : موضوع حقوق های نجومی برای مردم!! روشن نشد. در این سخن معظم له دو کنایه سنگین وجود دارد. اول، کنایه به دولت و همگان که : برای من روشن است که چه تخلفی رخداده است، برای مردم روشن کنید موضوع را! دوم، کنایه به رسانه ملی که : ماهیت وجودی صداوسیما "روشن کردن و آگاهی سازی" ملت است لذا شما مسئول اول این "روشن نشدن" هستید. ب) برجام آشکارا از سوی عالی رتبه ترین مقام نظام خسارت محض خوانده شد که هشدارهای متعدد ایشان درباره ضعفها و منافذ برجام را همگان شنیدیم. سوال : دلیل احساس حاشیه امنی که دولت یازدهم بابت سوراخهای برجام داشته و دارد چیست؟ آیا جز سکوت رسانه ملی بوده است؟ سوال : اکنون که برجام در حال تبدیل شدن به فشار بر نظام و کشور است چرا صداوسیما به وظیفه خود در "هدایت ومدیریت افکار عمومی" عمل نمی کند؟ ج) صداوسیما می توانست وزیر راه و مسکن و شهرسازی را از لجاجتی که درباره اتمام مسکن مهر در پیش گرفته باز دارد و هزاران بی خانمان را که سرمایه خود را با امید و آروز درین راه گذاشتند نجات دهد. سوال : چرا صداوسیما ماموریت اتمام مسکن مهر را با عصای موسایی آنتن برعهده نمیگیرد؟ د) عرصه انتخابات و پیش انتخابات امسال آمریکا درسهای بسیاری برای ملت ما میتوانست داشته باشد. حتی نکات پدافندی متعددی از انتخابات امریکا قابل استخراج بود که برای مدیریت بهینه فضای رسانه ای انتخابات 96 و خنثی سازی فتنه های احتمالی قابل استفاده بود. سوال : چرا در راستای بسیج افکار عمومی ایرانیان (درباره ماهیت پلید و استکباری امریکا) جنب و جوش خاصی از رسانه ملی دیده نشد؟ شاید بتوان گفت که بار این وظیفه صداوسیما را تاحدی تریبونهای نمازجمعه کشور بر دوش کشیدند. یا مدل دشنامها و حملات تند دو کاندیدای امریکا بیکدیگر برای ملت ما یکجور درس آموز بود. یا افشاگری های بیسابقه دو کاندیدا بیکدیگر به گونه ای دیگر. یا اتهامات تقلب در انتخابات یک عبرت داشت. یا اردوکشی های خیابانی پس از انتخابات و.. یا انتخاب شخصیتی همچون ترامپ و احتمال نقض متحده ماندن ایالات امریکا که موضوع بسیار مهمی برای ملت ماست تا بدانند کدخدای مورد اعتماد جواد ظریف در خطر اضمحلال است. متاسفانه سطح پردازش رسانه ملی به آنچه که در انتخابات امریکا گذشت به هیچوجه در حد آنچه که میتوانست باشد نبود. ه) فرمانده اطلاعات ارتش اسراییل رسما و همزمان از ادامه حیات دولت حسن روحانی و داعش در منطقه حمایت و استقبال کرد و صداوسیما هیچ موضعی در برابر این توهین مقام ارشد اسراییلی نگرفته تا اثبات شود که کسی یا کسانی با این آرزوی فرمانده صهیونیست موافقند. مصادیق و موارد بسیار فراتر از اینهاست که به همین چند مورد اکتفا میشود. اما، آیا رسانه ملی به دلیل عطش سنتی کارگزاران(برای فتح و نفوذ روی آنتن) به کنج رینگ رفته است؟ آیا همین کمکاری و انفعال صداوسیما موجب نبود که (به قول الهه کولایی) برخیها با زدو بند و.. وارد مجلس دهم شوند؟ تا جایی که همین ورودی های زدو بندی ، حامی نام و نشان دار فتنه سبز را وزیر کنند؟ آیا رسانه ملی با این وضعیت و رخوتی که از خروجی آنتنش پیداست برای ایفای نقش هوشمندانه و در مسیر مصالح ملت و نظام در انتخابات 96 آمادگی دارد؟ هیهات!

لینک کوتاه: betanews.ir/news/396145

خبر فوق مربوط به رسانهرجا می باشد و جستجوگر هوشمند بتانیوز صرفا آن را بازنشر کرده است. مشاهده در سایت منبع : لینک مستقیم