خرید سکه کلکسیونی
تاریخ دریافت خبر:
همه چیز درباره زندگی کارلوس کی‌روش وکیل ملت: کارلوس کی‌روش در سال‌های اقامتش در ایران از مصاحبه با رسانه‌های داخلی خودداری می‌کند، ولی در گفت‌و‌گو با یک سایت پرتغالی اطلاعات جالبی از دوران کودکی و زندگی شخصی بیان کرده است.

هراسی از سفر به ایران نداشتید؟
چرا، اتفاقاً می ترسیدم. همانطور که فکر می کردم غرب وحشی را در اولین سفرم به آفریقای جنوبی خواهم دید. در حالی به ایران رفتم که حتی تصوری بدتر از آن از این کشور داشتم اما ترسم بیهوده بود چون ایران کشوری با مردمانی خوب است که مانند مردم تمام دنیا دغدغه های ساده ای دارند.
همکاری با ثباتی با فدراسیون فوتبال ایران ندارید، به طوری که یک روز حرف از جدایی می زنید اما روز بعد هنوز سرمربی این تیم هستید.
تحریم ها علیه ایران، فدراسیون فوتبال ایران را با محدودیت های مالی مواجه کرده و این مساله دستمزدها، پاداش، سفر، تدارک و تمرینات را با مشکل مواجه می کند به طوری که گاهی اوقات هشت، نه یا ده ماه هیچ پولی دریافت نمی کنیم. من نمی توانم قبول کنم تیم ملی ایران فقط دو بازی دوستانه برای جام ملت ها داشته باشد اما تیم فلسطین که خود از ایران کمک می گیرد ۹ دیدار دوستانه داشته باشد و من باید با امثال لوییز فیلیپه ویرا و ژرژ ژسوس (سرمربی وقت بنفیکا) برای کمپ و بازی دوستانه تماس بگیرم. مشکل دیگر بر سر مالیات بود، در قرارداد من ذکر شده که فدراسیون باید مالیات مرا پرداخت کند اما آنها پرداخت نکردند و وقتی که من به فرودگاه رفتم ممنوع الخروج بودم در حالی که من هیچ تقصیری نداشتم. البته در حال حاضر تمام این مسائل حل شده است.
آیا با رهبر ایران آیت ا... خامنه ای ملاقاتی داشته اید؟
تاکنون نه اما افتخار دیدار با دو رییس جمهوری احمدی نژاد و روحانی را داشته ام. احمدی نژاد خیلی به فوتبال علاقه مند بود.
چطور به فوتبال علاقه مند شدید؟
در موزامبیک به یاد دارم که گزارش فوتبال آرتور آگوستینو را از رادیو گوش می کردیم و هر بار که او فریاد می کشید نمی دانستیم که توپ گل شده یا نه. دنیای ما حول محور فوتبال و مدرسه می چرخید. مدرسه می رفتم فقط به خاطر اینکه پدر و مادرم مجبورم می کردند اما بقیه اوقات فقط فوتبال بود. هیچ کار دیگری نداشتیم چون که امکانات و تفریح دیگری وجود نداشت. ما صبح و ظهر و عصر فوتبال بازی می کردیم، کسانی که امکانش را داشتند برای بازی به پرتغال می رفتند اما بقیه مثل من به همان سطح بازی بسنده می کردند. البته از این بابت شکایتی ندارم، چرا که ما ثروتی به نام زمان، محیط و محبت داشتیم که با هیچ چیزی قابل مقایسه نبود. من آزاد به دنیا آمدم و در ۸ یا ۹ سالگی به تنهایی به ساحلی که شاید حدود ۲۰۰ کیلومتر با محل زندگی ام فاصله داشت سفر می کردم. البته گاهی این آزادی هم هزینه داشت.
چرا؟
تنها برادر من راجر در ۱۴ سالگی در تصادف کشته شد. او خودش رانندگی می کرد و سه بچه دیگر در ماشین او را همراهی می کردند. الان قابل درک نیست که چرا بچه ۱۴ ساله باید رانندگی کند و با ماشین به ساحل برود اما در آن زمان که کودکان از ۱۲ سالگی در مزرعه پشت تراکتور می نشستند این موضوع امری عادی بود.
در سال ۱۹۷۵ برای اولین بار به پرتغال سفر کردی، به عنوان وطنی که اصلاً آن را نمی شناختید.
این بلایی بود که سیاستمداران بر سر ما آوردند. پس از استقلال موزامبیک گفتند یک ماه فرصت دارید تا انتخاب کنید که پرتغالی هستید یا موزامبیکی. پدر من پرتغالی و مادرم موزامبیکی است. من چگونه باید انتخاب می کردم؟ انقلابیون من را مجبور به انتخاب کردند. چه کسی به آنها این حق را داد که انتخاب کنند که من بیشتر شبیه پدرم هستم یا شبیه مادرم؟ من یک سفید آفریقایی هستم.
چگونه وارد فدراسیون فوتبال پرتغال شدید؟
در سال ۱۹۸۲ من برای کمک به دوره های آموزش مربی به مجله فنی فدراسیون پیوستم. من و فریرا مقالات را در مجله منتشر می کردیم. در ادامه با دکتر کاماچو ویرا کار کردم و سپس اولین پروژه انیمیشنی تاکتیک فوتبال در سیستم های کامپیوتری را پیاده کردیم.
در سال ۱۹۸۹ نام پرتغال با قهرمانی جوانان این کشور در جام جهانی شنیده شد.
پس از دو سال آموزش من دقیقاً می دانستم که چه می خواهم. یکی از کسانی که در دهه ۸۰ مرا متقاعد به کار در رده جوانان کرد خوزه آگوستو همکلاسی ام در دوره های مربیگری بود. من در آن زمان امکان کار در تیم های استوریل یا بواویستا را به عنوان مربی و دستیار ماریو ویلسون داشتم. ما فوتبال فرانسه، ایتالیا و هلند را زیر نظر داشتیم. با مدرسان مختلف صحبت کرده و از امکانات و مراکز آموزشی مختلف دیدن می کردیم تا اینکه به فکر افتادم با در نظر گرفتن واقعیت فوتبال پرتغال، سبک خاص فوتبال خودمان را طراحی کنم. در سال ۱۹۸۷ در مقدماتی جام جهانی برای دیدار با آلمان به بازیکنانم گفتم ما می توانیم قهرمان جهان شویم که این حرف باعث خنده بازیکنان شد. هنگامی که ما در فینال یورو به شوروی باختیم دوباره به آنها گفتم که ما به عنوان نایب قهرمان اروپا می توانیم قهرمان جهان شویم اما این بار دیگر کسی نخندید و ما به رقابت های جام جهانی در ریاض رفتیم.
فوتبال ما در سال ۹۱ فوتبالی کاملاً مدرن بود. ما آن زمان ۳-۳-۴ بازی می کردیم که اصلاً مرسوم نبود. من حتی فکر می کنم سیستم بازی بارسلونا ریشه در سبک بازی تیم ما دارد.
اما در سال ۹۳ حذف تلخی را در راه جام جهانی تجربه کردید.
من پس از خروج ناگهانی آرتور ژرژ، سرمربی تیم ملی شدم. رییس فدراسیون فوتبال به من گفت یک دقیقه می روم و باز می گردم، وقتی برگشت به من گفت من به خبرنگاران گفتم شما سرمربی تیم ملی شده اید و حالا اگر بخواهی رد کنی خودت می دانی. بازی سرنوشت ما مقابل ایتالیا بود. در همان برهه تمرینات تیم برای سه روز به خاطر اعتصاب بازیکنان به دلیل مشکل با فدراسیون بر سر قرارداد تبلیغاتی تعطیل شد. با این حال ما مقابل ایتالیا با گل مردود دینو باجو و در واقع خارج از زمین مسابقه شکست خوردیم. جام جهانی در آمریکا بود و نمی شد ایتالیا حضور نداشته باشد. در جام جهانی ۲۰۱۰ نیز همین اتفاق برای ما مقابل اسپانیا افتاد و گل مردود از داوید ویا دریافت کردیم.
بعد از ترک پرتغال و مربیگری در چند کشور مختلف به منچستریونایتد رفتید. اولین تصویرتان از فرگوسن چگونه بود؟
ما یک تفاهم سریع در بسیاری از ایده ها و مفاهیم داشتیم. او یک فرد زیرک با بسیاری از نوآوری ها بود. خلق و خوی او باعث می شد حس فوق العاده ای از همکاری با او داشته باشم. تنها کسی را که در پرتغال می توانم با او مقایسه کنم پینتو داکوستا است.
در رئال با وجود ستارگان بسیاری همچون فیگو، رونالدو، روبرتو کارلوس، بکام و زیدان چهارم شدید.
در رئال فقط یک ستاره داشتیم که آن هم رییس باشگاه (فلورنتینو پرز) بود. هنگامی که جلسه با پرز آغاز شد او گفت در فوتبال مربیان فقط کار را پیچیده می کنند! من فکر کردم دارد شوخی می کند و خندیدم اما والدانو به من گفت نخند، او جدی گفت!
چرا بازگشت به تیم ملی پرتغال را به ادامه همکاری با فرگوسن ترجیح دادید؟
من ۱۴ سال از پرتغال، دوستان و خانواده دور بودم. بعد از آن انگیزه همکاری دوباره با دوستانم چون نانی و رونالدو برایم جذاب بود. ضمن اینکه مادایل رییس وقت فدراسیون به من گفت پرتغال به مربی نیاز دارد که تیم را منظم و متحد کند. من می خواستم پرتغال را به جام جهانی که در آفریقا محل تولدم برگزار می شد ببرم. از طرف دیگر به نظر می رسید جانشینی فرگوسن هم به تأخیر افتاده باشد. در آن زمان به شوخی گفته می شد الکس می خواهد بر روی نیمکت منچستر بمیرد! با این حال فرگوسن با رفتن من موافق نبود. او همیشه به من می گفت کار در تیم ملی یعنی «یک نفر برابر یک ملت و یک کشور برابر یک نفر».
ماجرای درگیری با ماموران دوپینگ چه هزینه هایی برای شما داشت؟
پس از ثابت شدن حقم فدراسیون فوتبال پرتغال حاضر شد ۲۵۰ هزار یورو به من بدهد که این مبلغ بعد به ۵۰۰ هزار و سپس به یک میلیون یورو رسید اما من رد کردم و گفتم هیچ چیز از فدراسیون نمی خواهم، فقط اسم مرا از این پرونده خارج کنید و مرا از تعلیق در آورید چون در آن مدت تعلیق، یک هیأت ژاپنی ۱۵ نفره به خانه من آمده بودند و به من پیشنهاد ۹ میلیون یورویی برای جام جهانی برزیل دادند. من به همین دلیل یک قرارداد خوب را از دست دادم.
پس از بازنشستگی به پرتغال خواهید رفت یا موزامبیک؟
«پروژه خورشید» همیشه ایده من از بچگی بود و اگر بتوانم این پروژه را در موزامبیک به پایان برسانم خوشحال می شوم. من پنگوئن نیستم که بتوانم در برف و سرما زندگی کنم!
آیا در موزامبیک پروژه املاک و مستغلات و کار اقتصادی انجام می دهید؟
در مجلات و رسانه ها خیلی چیزها در مورد جزیره و هتل من در موزامبیک نوشته اند اما اینطور نیست. پروژه های من اجتماعی است، من در نیاسا در شمال موزامبیک در زمینه ورزش و استعدادیابی سرمایه گذاری کرده ام و فعالیت هایم در راه حفاظت از میراث فرهنگی، حفاظت از فیل ها و کمک به مردم است.

لینک کوتاه: betanews.ir/news/394981

خبر فوق مربوط به رسانهوکیل ملت می باشد و جستجوگر هوشمند بتانیوز صرفا آن را بازنشر کرده است. مشاهده در سایت منبع : لینک مستقیم