خرید کتاب سکه طلا
تاریخ دریافت خبر:
فیدل کاسترو که یکی از نمادهای انقلاب‌های ضد آمریکایی در آمریکای لاتین به شمار می‌رود در سن 90 سالگی درگذشت.به گزارش ایران خبر، امپریالیسم و ظلم آمریکایی ها به همراه مداخله در امور کشورها در طول تاریخ به حدی بوده است که بسیاری از انسان ها تاب تحمل آن را نداشته و ندارند و در صورت لزوم حتی به مبارزه با آن برخواستند. دائرةالمعارف حقوق بین الملل عمومی، "مداخله" را نفوذ همراه با فشار یک کشور در امور داخلی یا خارجی کشور دیگر می داند که اراده حاکم کشور مورد مداخله را نقض کرده و هدف آن وادار کردن کشور به رفتاری خاصی است. آخرین اسطوره بازمانده لشکر سوسیالیست های تاریخ در آغاز دهمین دهه زندگی اش گرمکن برند آدیداس می پوشید و اگر طبق عهد 60 ساله اش مثل همان روزها که در عملیات به چریک هایش به نشان اهمیت دادن به زمان دو ساعت مچی ساده می داد، هم چنان دو ساعت روی مچ دستان چپ و راستش می بست. شبکه ان بی سی نیوز به نقل از تلویزیون دولتی کوبا اعلام کرد «فیدل کاسترو،» رهبر این کشور، در 90 سالگی درگذشت.
فیدِل آلخاندرو کاسترو روث فیدل کاسترو با نام کامل فیدِل آلخاندرو کاسترو روث ، در سال 1926 میلادی مصادف با 1305 شمسی به دنیا آمد. او فردی سیاستمدار، چریک و انقلابی است. وی علاوه بر رهبری انقلاب کوبا، از سال 1959 تا 1976 به عنوان نخست وزیر کوبا و سپس به عنوان رئیس جمهور این کشور از سال 1976 تا 2008 مشغول فعالیت بود. حزب کاسترو، که تنها حزب سیاسی در نظام تک حزبی کوبا است از سال 1965 تا سال 2011 تحت رهبری وی اداره می شد. بر اساس قانون اساسی مصوب سال 1976 میلادی دبیرکل حزب، رهبری حکومت را در دست دارد. کاسترو یکی از نمادهای انقلاب های ضد آمریکایی در آمریکای لاتین به شمار می رود. در دوران زمامداری وی در کوبا صنایع و تجارت ملی سازی شد و اصلاحات سوسیالیستی دولت در سراسر جامعه به اجرا در آمد.
کاسترو هم چنین دو دوره دبیر کل جنبش عدم تعهد بود. وی یکی از شخصیت های بحث برانگیز جهان معاصر بوده است. وی جوایز مختلف بین المللی به دست آورده و حامیانش او را قهرمان سوسیالیسم، ضد امپریالیسم و بشردوستی و کسی که توانسته استقلال کوبا را در برابر امپریالیسم آمریکا حفظ کند، می دانند. در مقابل منتقدانش وی را یک دیکتاتور تمامیت خواه می دانند که دولتش باعث موارد متعدد نقض حقوق بشر، آوارگی بیش از یک میلیون کوبایی و تضعیف اقتصاد کشور شده است. رکورددار سوءقصد در دنیا فیدل کاسترو رکورددار فرار از 638 سوء قصد مختلف است؛ به طوری که در 20 مکان مختلف جابه جا می شد. کمتر کسی می دانست که وی کجا می خوابد. فیدل علاقه زیادی به غواصی در آب های کارائیب داشت و طی ۴۷ سال در مسند قدرت بودن سخنرانی هایی کمتر از چهار پنج ساعت تا ده یازده ساعت نداشت. دسته ای از او به عنوان مبارز و مرد انقلاب و قدرت یاد می کنند که مرگش آنها را متاثر می کند؛ اما دسته ای دیگر مرگ او را پایانی بر دیکتاتوری حاکم بر کوبا می دانند.
فیدل کاسترو در استان "اورینته" در شرق کوبا به دنیا آمد. خانواده او اسپانیایی هایی بودند که به امید آینده ای بهتر به کوبا مهاجرت کرده بودند و پدرش با سرمایه گذاری در خط آهن کوبا به کار نقل و انتقال شکر در کوبا مشغول شد و از وضعیت مالی خوبی برخوردار بود. وی در مدارس کاتولیک درس خواند و در شهر سانتیاگوی کوبا تحصیلات خود را به پایان رساند. در سال 1947 و در زمان دانشجویی به یک فعال سیاسی تبدیل شد و در اقدام سیاسی تبعیدشدگان دومینیکن برای سرنگونی دیکتاتور دومینیکن به نام "رافائل تروجیلو" شرکت فعال داشت و سال بعد در شورش های مناطق و حومه شهر بوگوتا در کلمبیا شرکت کرد. مهم ترین خصلت سیاسی فیدل در آن زمان عقاید و نظرات ضد آمریکایی او بود. کاسترو شوخ طبع و پرطنز بود در سال 1951 فیدل به عضویت حزب اصلاح طلب ارتدوکس درآمد و از طرف حزب خود وارد انتخابات برای حضور در مجلس عوام شد. درست پیش از انتخابات ژنرال "فولجنیکو باتیستا" طی یک کودتای خونین قدرت را در دست گرفت. بسیاری از گروه های سیاسی کوبا برای مخالفت و براندازی دیکتاتوری باتیستا بسیج شدند که در این میان فیدل رهبری ۱۶۰ شورشی را بر عهده داشت. محاسبات کاسترو در این شورش درست از کار درنیامد. فیدل و یارانش دستگیر و به جرم اقدام براندازانه علیه حکومت کوبا محاکمه شدند. در مدت دادگاه خود مدام اصرار داشت ثابت کند که برای کمک به برقراری دموکراسی چنین اقدامی انجام داده ولی با این حال مجرم شناخته و به ۱۵ سال زندان محکوم شد. دو سال بعد، باتیستا که قدرت خود را امن و مطمئن می دید دستور عفو عمومی داد و زندانیان سیاسی از جمله فیدل کاسترو از زندان آزاد شدند. کاسترو به همراه برادرش "رائول" به مکزیک رفتند و جنبش 26 جولای را به راه انداختند و به همراه "ارنستو چه گوارا" انقلابی آرژانتینی، ارتش انقلاب را سازماندهی و شروع به عضوگیری کردند. در دوم دسامبر سال 1956 فیدل و 81 مرد مسلح در ساحل کوبا برای انجام عملیات پیاده شدند. به غیر از کاسترو، چه گوارا و رائول به همراه ۹ نفر دیگر، بقیه کشته یا دستگیر شدند و فیدل و دیگران به کوه های "سیراماسترا" رفته و عملیات جنگ نامنظم را از آنجا ادامه دادند. داوطلبان زیادی از سرتاسر کوبا به آنها پیوستند و پیروزی هایی نیز نصیب کاسترو در برابر ارتش فاقد اخلاق باتیستا شد. دهقانان و طبقه فقرا از کاسترو حمایت می کردند و فیدل به آنها قول اصلاحات ارضی داده بود، در حالی که آمریکا از باتیستا حمایت می کرد و نیروهای دولتی با کمک های آمریکا مواضع انقلابی ها را بمباران سنگین می کردند. اواسط سال 1958 مخالفان زیادی به جنبش مبارزه با باتیستا پیوستند و آمریکا کمک های نظامی خود به باتیستا را لغو کرد. در ماه دسامبر نیروهای جنبش 26 جولای به رهبری چه گوارا به شهر "سانتاکلارا" حمله کرده و شکست سنگینی به نیروهای باتیستا وارد کردند. در اول ژانویه 1959 نیروهای 30 هزار نفری چه گوارا دولت کوبا را در اختیار گرفتند. دیگر فعالان سیاسی از حمایت مردمی برخوردار نبودند و در عوض کاسترو محبوب مردم بود. در 16 فوریه همان سال فیدل به عنوان نخست وزیر دولت جدید سوگند یاد کرد. نظر کاسترو در مورد سیاست مداران دنیا من همیشه از چه گوارا بعنوان یک انسان عالی از میان همه کسانی که می شناسم، یاد می کنم. او، شریف تر و نجیب تر از همه کسانی بود که می شناختم. نلسون ماندلا نیز یکی از آن کسانی است که مبارزه اش، تاریخ زندگی و خدماتش مرا تحت تأثیر قرار می دهد. از میان رهبران کنونی، بیش از همه، برای آیت الله خامنه ای احترام قائلم. ایشان را یکی - دو روز نیست، مدتهاست که می شناسم؛ انسان شایسته و لایقی هستند. از میان رهبران اروپا، ویلی برانت، صدر اعظم سابق آلمان یکی از دولتمردان تواناست. او انسانی بود روشن بین، اندیشمند، نگران صلح و وضعیت «جهان سوم». از میان دیگر رهبران اروپا، اولاف پالمه را خوب می شناختم. وی نیز انسانی صادق، مسئول و دولتمردی شایسته بود. احترام عمیقی به وی قائل بودم و قتل عجیب او ، فقدان بزرگی بود.
عملیات خلیج خوک ها بلافاصله بعد از به ثمر نشستن انقلاب کوبا؛ ایالات متحده آمریکا پیرو سیاست خصمانه خود در مقابل انقلاب های مردمی اعلام کرد دیکتاتوری در کوبا برقرار شده و خصومت خود را آغاز کرد. کاسترو اصلاحات خود را اجرا کرد و با ملی کردن منافع و دارایی های آمریکا در کوبا، حکومت سوسیالیست خود را آغاز کرد. بسیاری از ثروتمندان کوبا به آمریکا گریختند تا به کمک سیا دولت کاسترو را سرنگون کنند. در آوریل 1961 فراریان کوبا با کمک سیا عملیات "خلیج خوک ها" را اجرا کردند که شکست سختی به همراه داشت. اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرد علیه آمریکا وارد جنگ خواهد شد و در سال 1962 موشک های هسته ای خود را در کوبا مستقر کرد. بعد از اطلاع آمریکا از این اقدام شوروی، مناقشه دو ابرقدرت ادامه پیدا کرد تا اینکه آمریکا تعهد کرد به کوبا حمله نکند و در مقابل شوروی، کلاهک های هسته ای خود را از کوبا خارج کرد. مخالفان کاسترو از همان ابتدا در یک نکته اتفاق نظر داشتند، اینکه این انقلاب وابسته به شخص کاسترو است و اگر او نباشد انقلاب خیلی زود شکست خواهد خورد. با همین تحلیل از اولین روزهای به قدرت رسیدن کاسترو، نقشه های مختلفی برای ترور او طراحی و اجرا شد. عملیات خلیج خوک ها (Bay of Pigs Invasion) که در کوبا از آن به نام La Batalla de Girón یاد می شود، یک عملیات نظامی ناموفق بود که توسط آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا برای ساقط کردن حکومت سوسیالستی فیدل کاسترو در کوبا طراحی شده بود. در 17 آوریل 1961 به دستور جان کندی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکاو با ارزیابی اشتباه سازمان سیا، نیروی 1700 نفری آمریکا وارد جزیره خوک ها شد. نیروهای طرفدار کاسترو، با غافلگیر کردن ضد انقلابیون کوبایی، ظرف ۴۸ ساعت، نیروهای شرکت کننده در عملیات خلیج خوک ها را قلع و قمع کردند و صدها تن از مخالفین کاسترو دستگیر، زندانی و اعدام شدند. سرویس جاسوسی شوروی از نقشه عملیات خلیج خوک ها به نحوی مطلع شد و فیدل کاسترو را در جریان وقایع قرار داد. خلیج خوک ها کجاست خلیج خوک ها شاخه کوچکی از دریای کارائیب در جنوب کوبا است که در ۳۰ کیلومتری جنوب خاگوئی گرانده، ۷۰ کیلومتری غرب سینفوئگوس و ۱۵۰ کیلومتری جنوب شرقی هاوانا، پایتخت کوبا، قرار دارد. در غرب این خلیج دیواره هایی مرجانی وجود دارند که مرز بین خلیج خوک ها با باتلاق زاپاتا واقع در شبه جزیره زاپاتا را تشکیل می دهند.
عملیات خلیج خوک ها؛ نمایش ترا‍ژدی - کمدی آمریکایی اجرای عملیات خلیج خوک ها از نظر آمریکایی ها یک تراژدی - کمدی برآمده از اشتباهات بود. جان اف. کندی، رییس جمهوری ایلات متحده آمریکا که نمی خواست از چشم مأموران پنتاگون و سیا ضعیف به نظر بیاید مجبور شد عملیات براندازی رژیم فیدل کاسترو را تأیید کند؛ اما، او در عمل حاضر نشد برای موفقیت این عملیات منابع و امکانات ضروری را تمام و کمال در اختیار مهاجمان بگذارد. ▬ قرار بود نیروی 1500 نفره مهاجمان که اغلب کوبایی های تبعیدی ضدکاسترو بودند، نقش اصلی را در براندازی رژیم کوبا بر عهده داشته باشند. کندی صراحتاً گفته بود نیروهای نظامی آمریکا مجاز به دخالت مستقیم نظامی در کوبا نیستند. فیدل بلافاصله ارتش 20 هزار نفری و میلیشیای 200 هزار نفری خود را به پل یاگیرون «خلیج خوک ها» آورد و در عرض فقط دو روز موفق به نابودی ارتش مهاجمان شد. در این نبرد دو روزه 161 نفر از نیروهای کوبایی و 107 نفر از نیروهای مهاجم کشته شدند. کاسترو هم چنین، موفق شد1189 نفر از نیروهای مهاجم را که نام «بریگاد 2506» را روی خود گذاشته بودند، به اسارت بگیرد. ▬ فیدل بعدها 1169 اسیر را در ازای دریافت25 میلیون دلار، غذا و دارو تحویل حکومت ایالات متحده آمریکا داد. نقشه آمریکایی ها برای براندازی کاسترو نسبتاً ساده و مسخره بود. ▬ این نقشه متکی به مجموعه ای از تجزیه و تحلیل های نادرست و متعصبانه بود. در این تجزیه و تحلیل ها تأکید شده بود مردم کوبا از سرکوبگری های حکومتی و کمبودهای اقتصادی به تنگ آمده اند؛ بنا بر این، از یک نیروی مهاجم آزادی بخش استقبال خواهند کرد. خبرچینان سیا گزارش داده بودند نیروهای مسلح کوبا دچار تفرقه هستند و آن ها در پیوستن به قیام عمومی علیه حکومت کوبا هیچ تردیدی نخواهند کرد، اما این اطلاعات نادرست بود.
▬ در واقع، خلیج خوک ها از چشم آمریکایی ها چیزی نبود جز مجموعه ای از سوء تفاهم ها. سیا با متقاعد ساختن کندی به این که مردم کوبا علیه رژیم دست به قیام مسلحانه خواهند زد، او را ترغیب به موافقت با این نقشه کرد و کندی هم به نوبه خودش سیا را فریفت. مأموران آمریکایی حاضر در صحنه نبرد هرگز باور نمی کردند که رییس جمهورشان کناری بایستد و بی تفاوت شاهد نابودی نیروی 1500 نفره مهاجمان باشد؛ نیرویی که خود حکومت آمریکا آن ها را تعلیم داده و مسلح کرده بود، اما کندی این کار را کرد. ▬ ماجرای خلیج خوک ها اثبات کننده دو نکته بود: 1. حمایت شدید مردم کوبا از انقلاب و 2. شم بالای سیاسی فیدل کاسترو. رهبری کوبا از مدتی قبل از توطئه آمریکایی ها برای براندازی رژیم کوبا اطلاع پیدا کرده بود و عوامل اطلاعاتی و امنیت کوبا موفق به نفوذ در داخل جمع توطئه گران در میامی آمریکا و اردوگاه های ویژه تبعیدیان کوبایی در گواتمالا شده بودند. کوبا آماده مقاومت بود و از مدتی قبل موفق به دریافت محموله های تسلیحاتی پر و پیمانی از کشورهای سوسیالیستی شده بود. کوبایی ها به این ترتیب، موفق به نابودی مهاجمان شده بودند. ▬ ارنستو چه گوارا یار غار فیدل کاسترو چند ماه بعد از شکست مفتضحانه آمریکایی ها در نبرد خلیج خوک ها در جریان کنفرانسی بین المللی به فرستاده کندی گفت: «از شما متشکریم. ما به لطف شما موفق شدیم در یک مقطع زمانی بسیار دشوار، انقلاب مان را مستحکم کنیم.»
در هیچ سند تاریخی معلوم نشد که چرا این ماموریت از سوی مقامات آمریکایی لغو شد؛ ولی درس هایی که می توان از این حادثه گرفت را باید در لیبی و عراق و افغانستان به مقامات آمریکایی گوشزد کرد. به نظر می رسد اگر در آن زمان آمریکا موفق می شد کوبا را به اشغال خود درآورد هیچ چیزی به دست نمی آورد چرا که در زمان حال نتایج اشغال عراق و افغانستان چنین چیزی را نشان می دهد. عملیات های ترور و سیگار برگ معروف نام فیدل کاسترو با سیگارهای برگ مشهور کوبا گره خورده است. به همین خاطر شاید معروف ترین نقشه برای ترور کاسترو همان سیگار برگ معروفی باشد که محققان سیا ساخته و آن را به جای توتون با مواد منفجره پر کرده بودند. سیگار برگی که به جای تنباکو از مواد منفجره پر شده و قرار بود در صورت کاسترو منفجر شود. تیم محافظان کاسترو این طرح را هم مثل خیلی طرح های دیگر کشف و خنثی کردند. اما سیگار برگ انفجاری تنها یکی از نقشه های ترور بود. نقشه هایی که "فابیان اسکالانته" رئیس سابق سرویس های امنیتی کوبا تعداد آنها را ۶۳۸ مورد ذکر کرده است. برای همین است که خیلی ها عقیده دارند نام فیدل کاسترو باید از نظر تعداد دفعاتی که به جانش سوء قصد شده، در کتاب رکوردها ثبت شود. بیش از 600 صفحه سند سازمان سیا که در سال 2006 منتشر شد؛ اطلاعاتی با اسم رمز «جواهرات خانوادگی» را افشا کرد که بارها تلاش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا برای قتل کاسترو را ثابت می کند.

بخشی از این اسناد نشان می دهد که مدتی کوتاه پس از سرنگونی حکومت دیکتاتوری باتیستا توسط کاسترو سازمان سیا به سراغ یک مامور سابق F.B.I رفته و او را استخدام کرد تا 2 نفر از خطرناک ترین گنگسترهای مافیایی تحت تعقیب در آن سال ها را برای قتل کاسترو وارد عمل کند.در مورد دیگری یک مامور سیا در پاریس تلاش کرد که با یک خودکار حاوی مواد سمی در پاریس کاسترو را ترور کند، اما این نقشه هم با شکست مواجه شد. همان طور که گفته شد کاسترو علاقه خاصی به غواصی و شنا داشته است؛ به همین خاطر سیا طرح های تروری هم در همین راستا طراحی کرده بود. در یکی از این نقشه ها سیا تعداد زیادی از صدف های حلزونی دریای کارائیب را جمع آوری کرده بود تا از بین آنها یک صدف بزرگ پیدا کند؛ صدفی که به میزان کافی مواد منفجره در آن جا بگیرد. برنامه سیا این بود که این صدف را با مواد منفجره پر و آن را طوری رنگ آمیزی کند که در زمان غواصی کاسترو توجهش به آن جلب شود؛ طرحی که سرانجام به خاطر مشکلات عملیاتی از جمله گشت های دریایی کوبا کنار گذاشته شد.
در مورد دیگری سازمان سیا قصد داشت که از جیمز دانووان، دادستان وقت نیویورک که مشغول مذاکره با کاسترو برای آزادی زندانیان جنگ خلیج خوک ها بود بخواهد که لباس غواصی سمی را به او هدیه دهد. داخل این لباس غواصی با مواد سمی ویژه ای که به تدریج از طریق پوست جذب می شد پوشانده شده بود؛ اما دانووان قبل از آن به صورت شخصی هدیه خود را به کاسترو داده بود و این طرح هم کنار گذاشته شد. مهم ترین تلاش برای ترور کاسترو در سال های اخیر مربوط به سال 2000 است؛ یعنی در زمان دیدار کاسترو از پاناما. در آن سال ماموران سیا 90 کیلوگرم مواد منفجره بسیار قوی را زیر تریبونی که قرار بود رهبر انقلاب کوبا پشت آن سخنرانی کند جاسازی کردند، اما تیم امنیتی کاسترو به صورت جداگانه محل سخنرانی را بازرسی کردند و بمب کشف و خنثی شد.
سیا علاوه بر این ترورها، طرح هایی هم برای از بین بردن کاریزما و جذبه کاسترو داشت. به عنوان نمونه سیا در طرحی قصد داشت تا در یک استودیوی رادیویی که کاسترو از آن سخنرانی زنده داشت، ماده ای شبیه به L.S.D منتشر کند تا وی دچار توهم شود. ریش کاسترو برای او و همرزمانش نشانی سمبلیک از مبارزات شان به حساب می آید. اسناد منتشره نشان می دهد که سیا در مقطعی تلاش داشت ماده ای سمی در کفش کاسترو قرار دهد که باعث ریختن ریش های او و خجالت زده شدن وی در میان طرفدارانش شود. اینها تنها بخش کوچکی از نقشه های سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا برای ترور فیدل کاسترو به حساب می آید. شاید به خاطر همین سابقه است که هوگو چاوز، رئیس جمهور فقید ونزوئلا چند وقت پیش از مرگ؛ شک خود را به توطئه آمریکا برای مبتلا کردن رهبران چپ گرا و مخالف آمریکا به سرطان اعلام کرد. فیدل کاسترو، در وصیت نامه ی سیاسی خود چنین بیان می کند: "انقلاب کوبا دسترنج یک نفر نیست و نمی تواند هم باشد. این انقلاب حاصل قهرمانی های یک خلق تسلیم ناپذیر است. میلیون ها کوبایی آماده اند از این انقلاب تا آخرین قطره خون به دفاع برخیزند. هیچ نیرویی در جهان قادر نخواهد بود مقاومت ما را در هم بشکند و استقلال ما را نابود سازد. در کوبا سوسیالیسم و از همه بیشتر سوسیالیسم، ماندگار خواهد بود."

دخالت های آمریکایی در امور کشورها پیشینه ای تاریخی دارد؛ از قرون گذشته میلادی تا کنون. در سال های اخیر هم، مداخله گری های آمریکا در نقاط مختلف جهان، که نقض حاکمیت ملی کشورها و نقض حقوق بشر را بدنبال داشته است، ابعاد گسترده تری به خود گرفته است. بویژه پس از وقوع بیداری اسلامی در کشورهای عربی خاورمیانه، آمریکایی ها به منظور جلوگیری از اضمحلال منافع شان در کشورهای انقلاب کرده، تلاش های زیادی را ترتیب دادند که البته این تلاش ها بیشتر جنبه ای سیاسی یا جنگ های نیابتی داشت چرا که آمریکایی ها به دلیل آگاهی نسبت به منفور بودن خود در سطح منطقه تمایلی به مداخله نظامی در این کشورها نداشتند.

لینک کوتاه: betanews.ir/news/393573

خبر فوق مربوط به رسانهایران خبر می باشد و جستجوگر هوشمند بتانیوز صرفا آن را بازنشر کرده است. مشاهده در سایت منبع : لینک مستقیم