تاریخ دریافت خبر: نظر بینندگان
آیا تا به حال شده به این مساله فکر کرده باشید که علت روی آوردن دانشجویان به پایان نامه های آماده و شسته و رفته چیست؟ مشکل از خود دانشجو است یا دانشگاه و اساتیدی که قرار است دانشجو را در پروسه پایان نامه اش همراهی کنند؟

425563_421.jpg

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-زینب امیدی، قرار است نتیجه حداقل ۱۸ سال درس خواندن ما باشد، پس باید در قالب یک پژوهش جامع از مرتبه علمی مان دفاع کنیم تا آنچه را آموخته ایم، نشر و توسعه دهیم، تا به همه ثابت کنیم که تحصیل کرده ایم. «پایان نامه» همان چیزی که خیلی از ما ترجیح می دهیم آن را بخریم و از پژوهشی که شخص دیگری برایمان انجام داده است، مقابل هیئت داوران دفاع کنیم.

شاید تنبلی می کنیم و حوصله اش را نداریم. شاید هم خیلی سرمان شلوغ است و اصلا وقتش را نداریم. شاید هم مثل خیلی از دانشجویان بخت برگشته که داستان پروسه دفاعشان را برایمان تعریف کرده اند در پیچ و تاب عدم همکاری استاد راهنما یا مشاور قید یک پژوهش علمی را زده باشیم! به هر حال ترجیح می دهیم سر آخر، با یک پایان نامه دو سه میلیونی وگاهی گرانتر که خیلی هم ربطی به ما ندارد، مدرکمان را قاب کنیم و به دیوار بزنیم.

آیا تا به حال شده به این مساله فکر کنیدد که علت روی آوردن دانشجویان به پایان نامه های آماده و شسته و رفته چیست؟ مشکل از خود دانشجو است یا دانشگاه و اساتیدی که قرار است دانشجو را در پروسه پایان نامه اش همراهی کنند؟ قطعا در بروز هر مشکل و آسیبی وجوه مختلفی درگیر هستند، به همین خاطر ما قصد داریم در گزارش هایی جداگانه به نقش اساتید و دانشجویان در امر پایان نامه نویسی بپردازیم که هر دو این قشر از لبه تیغ انتقاد گذشته باشند. برای رسیدن به جواب این سوال می توانید با ما همراه باشید.

استادان و دکّانی به نام پایان نامه

در گذشته در مقطع کارشناسی هم دانشجویان پایان نامه می نوشتند، اما امروزه این کار فقط در مقطع تحصیلات تکمیلی انجام می شود. پایان نامه ی کارشناسی ارشد، یک استاد راهنما و یک استاد مشاور و پایان نامه ی دکتری یک استاد راهنما و دو استاد مشاور دارد. وظیفه ی این اساتید کمک به دانشجو برای نوشتن هر چه بهتر پایان نامه است. اما به علل گوناگون، که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت، برخی از اساتید این وظیفه را به خوبی به انجام نمی رسانند.

در سال های دور، اعضای هیئت علمی دانشگاه جزء قشر مرفه جامعه محسوب می شدند و حقوق آنان برای گذراندن زندگی ای در شأن استاد دانشگاه کافی بود، اما سال هاست که این حقوق ارزش گذشته را ندارد و به همین دلیل برخی از اساتید کسری آن را به شیوه های گوناگون جبران می کنند؛ که یکی از آنها پذیرفتن پایان نامه به تعداد زیاد است. این پایان نامه ها منحصر به گروه آموزشی که استاد در آن تدریس می کند نیست بلکه مراکز آموزشی دیگر را که وی به آنها رفت وآمد دارد دربرمی گیرد و گاهی تعداد پایان نامه ها به رقمی عجیب وغریب می رسد.

از آنجا که تعداد دانشجویان، به ویژه در مقطع دکتری، محدود است ناگزیر رقابتی میان اساتید روی می دهد و در این رقابت، مانند هر رقابت دیگری، گاهی میان رقیبان درگیری نیز پیش می آید. به هر حال در هر رقابتی فردی پیروز از میدان خارج می شود که از شیوه های کارآمدتر استفاده کرده باشد. برخی از اساتید، گروه آموزشی را به دکانی تبدیل کرده اند که در آن هر روز باید روش های جدیدتری را برای جلب مشتری، که در اینجا دانشجو است، ابداع کرد.

این موضوع در خصوص دانشجویان دکتری بیشتر مصداق دارد زیرا بر اساس مقررات آموزشی پایان نامه ی کارشناسی ارشد سه ساعت حق التدریس برای استاد راهنما محسوب می شود اما این میزان برای پایان نامه ی دکتری هجده ساعت است. به عبارت دیگر راهنمایی یک پایان نامه ی دکتری معادل با راهنمایی شش پایان نامه ی ارشد است. اگر فرض کنیم که راهنمای پایان نامه استادتمام پایه ی بیست وپنج باشد با یک حساب ساده می توان گفت که پایان نامه ی دکتری برای او حدود سیزده میلیون تومان عایدی به همراه دارد. این رقم برای یک پایان نامه وسوسه کننده است، به ویژه از این جهت که اساتیدی که انگیزه شان برای راهنمایی پایان نامه صرفاً مالی است معمولاً وقت چندانی را به آن اختصاص نمی دهند تا فرصت کافی برای گرفتن پایان نامه های متعدد را داشته باشند.

منتشر نشود/استادی که باید در پروسه پایان نامه ام باشد، اما نیست/ از ترس غضبتان؛ پس متشکرم!

شکارچیان پایان نامه

بعضی اساتید به شکل ساده مستقیماً از دانشجو می خواهند که با آنان پایان نامه بگیرد. برخی دیگر کمی غیرمستقیم عمل می کنند و موضوعات مختلفی را برای پایان نامه به دانشجو پیشنهاد می دهند و هر گاه او را می بینند بحث پایان نامه را پیش می کشند. استادی که به دانشجو موضوع می دهد منظورش این نیست که دانشجو در باره ی آن موضوع با استاد دیگری پایان نامه بگیرد. دانشجویی می گفت وقتی فلان استاد را از دور می بیند راه خود را کج می کند تا با او مواجه نشود و مجبور نباشد درباره ی موضوع پایان نامه اش توضیح دهد. برخی دیگر از اساتید روش های پیچیده تر و مطمئن تر را ترجیح می دهند. آنان صبر و حوصله ی بیشتری به خرج می دهند و محکم کاری می کنند تا تیرشان حتماً به هدف بخورد.

یکی از این روش ها در رودربایستی قرار دادن دانشجوست که به شیوه های گوناگونی انجام می شود. برای مثال، استاد از همان روز اول طرح دوستی با دانشجو می ریزد: او را به بهانه ای به اتاقش می کشاند، از وضعیت زندگی، مشکلات خانوادگی و برنامه هایش برای آینده می پرسد، حتی ممکن است او را به نام کوچک صدا بزند. سپس هنگامی که خود را به قدر کافی به دانشجو نزدیک کرد موضوع پایان نامه را پیش می کشد. شیوه ی دیگر این است که استاد می کوشد تا به نحوی کاری برای دانشجو انجام دهد. برای مثال، مقاله ی او را چاپ می کند یا به او کار دانشجویی می دهد یا در طرح پژوهشیِ خود او را سهیم می کند یا داوری مقاله ای را به او می سپارد یا او را به عنوان ویراستار یا مانند آن به جایی معرفی می کند، حتی به او پول قرض می دهد. سپس هنگامی که دانشجو را از این طریق مدیون خود کرد بحث پایان نامه را مطرح می کند. مشخص است که در وضعیت های مذکور دانشجو راه بازگشت ندارد و ناگزیر تسلیم خواسته ی استاد می شود.

روش دیگر وعده دادن به دانشجو است. دانشجوی دکتری مایل است پس از فراغت از تحصیل شغلی در شأن مدرک خود داشته باشد. برخی از اساتید، به ویژه کسانی که سمت های اجرایی مانند مدیریت دارند، به دانشجو درِ باغ سبز نشان می دهند و وانمود می کنند که در آینده برای به دست آوردن شغل مناسب حامی اش خواهند بود. دانشجو نیز به امید حمایت استاد با او پایان نامه می گیرد تا از یک سو از حمایت او مطمئن باشد و از سوی دیگر پیشاپیش لطفش را جبران کرده باشد. این وعده ها به دانشجویان کارشناسی ارشد هم داده می شود. آنان می دانند که با مدرک کارشناسی ارشد نمی توانند عضو هیأت علمی شوند اما در جامعه ای که فارغ التحصیلان، به ویژه در رشته های علوم انسانی، نمی توانند به سادگی شغلی پیدا کنند حمایت استادی که مسئولیت اجرایی دارد می تواند کمک بزرگی برای به دست آوردن شغلی اداری باشد.

روش دیگر این است که برخی از اساتید به شیوه های گوناگون، مانند آسان گیری در درس هایی که تدریس آن را بر عهده دارند و دادن نمره ی بالا، به دانشجویان اطمینان می دهند که در مورد پایان نامه نیز سخت گیری نخواهند کرد و اگر راهنما باشند پایان نامه با هر کیفیتی با نمره ی بالا دفاع خواهد شد. به همین دلیل است که در جلسه ی دفاع، برخی از اساتید راهنما و گاهی مشاور به آب وآتش می زنند تا نمره را تا آنجا که امکان دارد بالاتر ببرند، گویی از این طریق می خواهند پیامی را به سایر دانشجویان برسانند. این اساتید در برابر انتقادهای استاد داور هیچ پاسخی ندارند ولی با این حال به پایان نامه نمره ی عالی می دهند. باید پرسید: «شما که نتوانسته ای از پایان نامه دفاع کنی، به چه دلیل این نمره را می دهی؟» البته بسیاری از دانشجویان که هدفشان صرفاً فارغ التحصیل شدن است و کیفیت پایان نامه برایشان مهم نیست این قبیل اساتید را ترجیح می دهند. این گروه از دانشجویان و اساتید به سادگی همدیگر را پیدا می کنند و با هم هماهنگ می شوند. یک گروه پول می خواهد، گروه دیگر مدرک. هر یک به آنچه می خواهد می رسد و هر دو از این معامله راضی هستند.

یکی از حربه هایی که این اساتید برای بالا بردن نمره از آن استفاده می کنند این است که در مورد پایان نامه ای که اشکال های متعدد دارد می گویند دانشجو بعداً اشکال ها را برطرف خواهد کرد و پایان نامه ی اصلاح شده را تحویل خواهد داد. آنان توقع دارند سایر اساتید پایان نامه ای را که در جلسه ی دفاع روی میز است نادیده بگیرند و به پایان نامه ای خیالی و اصلاح شده نمره دهند!

این در حالی است که طبق مقررات فقط استاد راهنما نمونه ی نهایی پایان نامه را امضا خواهد کرد و اساتید مشاور و داور پس از جلسه ی دفاع هیچ نقشی ندارند. تجربه نشان داده است که در اکثر موارد دانشجو اصلاحات خواسته شده را، دست کم به طور کامل، اِعمال نمی کند و پایان نامه را، تقریباً به همان شکلی که در جلسه ی دفاع بوده است، به کتابخانه تحویل می دهد. دلیل این مطلب آن است که اصلاحات را معمولاً داور پیشنهاد می دهد نه راهنما. از این رو راهنما حساسیت چندانی در خصوص انجام اصلاحات نشان نمی دهد. ترفند دیگری که اساتید مذکور برای بالا بردن نمره به کار می گیرند این است که هنگام نمره دادن به پایان نامه ابتدا از داور می خواهند که نمره اش را اعلام کند و سپس با توجه به نمره ی او نمره ای را اعلام می کنند که معدلش با نمره ی داور، نمره ی مورد نظر آنان باشد.

منتشر نشود/استادی که باید در پروسه پایان نامه ام باشد، اما نیست/ از ترس غضبتان؛ پس متشکرم!

قواعد بازی در هزارتوی پایان نامه

اساتیدی که به پایان نامه صرفاً به عنوان منبع درآمد نگاه می کنند برای رسیدن به مقصود باید راهنما یا مشاور پایان نامه های متعدد باشند. از آنجا که هر استادی در چند زمینه ی خاص تدریس و تحقیق می کند، اگر بخواهد فقط در آن زمینه ها پایان نامه بپذیرد تعداد زیادی نصیبش نخواهد شد. در اینجا اساتید مذکور یکی از دو راه را انتخاب می کنند: یا دانشجو را مجبور می کنند که علایق خود را کنار بگذارد و در زمینه ی علایق استاد پایان نامه بگیرد و یا دامنه ی فعالیت خود را افزایش می دهند و در موضوع های گوناگون، که تبحری در آن ندارند، پایان نامه می پذیرند.

در مورد اخیر کافی است به فهرست پایان نامه ها در گروه های آموزشی و اساتید راهنما، مشاور و داورِ آنها نگاهی بیندازید تا عمق فاجعه را دریابید. برای مثال، زمانی یکی از اساتید، راهنمایی پایان نامه ای را درباره ی فوکو بر عهده گرفت در حالی که بدون تردید حتی نمی توانست نام این فیلسوف فرانسوی را با حروف لاتینی بنویسد! جالب اینجا است که در اینگونه موارد سایر اساتید معمولاً اعتراض نمی کنند زیرا نمی خواهند استاد مذکور در آینده همین اعتراض را در مورد پایان نامه ی آنان مطرح کند. متأسفانه در گروه های آموزشی میان برخی از اعضا قانون نانوشته ای وجود دارد: «من به پایان نامه ی تو اعتراض نمی کنم، تو هم به پایان نامه ی من اعتراض نکن.» البته اگر عضوی قانون «سکوت متقابل» را نقض کند، عضو دیگر تلافی خواهد کرد. بارها پیش آمده است که استادی در خصوص پایان نامه یا موضوعی دیگر به همکار خود اعتراض کرده اما همین اعتراض را در مورد مشابه به همکار دیگر نکرده است.

باید پذیرفت که برخی از اعتراضات در گروه های آموزشی فقط نوعی تلافی یا تسویه حساب است. این پدیده در جلسه های دفاع نیز دیده می شود. گاهی برخی از اساتید راهنما، به علت مشکل شخصی که با داور دارند، هیچ پاسخی به اشکال هایی که او مطرح کرده است نمی دهند و در واقع از این طریق می خواهند اشکال های او را بی اهمیت جلوه دهند و تحقیرش کنند. این اساتید گاهی از دانشجو هم به عنوان مهره ی بازی خود استفاده می کنند. گاهی دیده شده است که دود اختلافات شخصی میان اساتید به چشم دانشجو رفته است. بعضا دیده شده برخی اساتید به جای اینکه مسائل علمی و غیرعلمی را از هم جدا کنند جلسه ی دفاع را محل خوبی برای گرفتن انتقام تشخیص داده و با انتقاد از پایان نامه و کم ارزش دانستن آن کوشیده اند تا به راهنما ضربه بزنند. معلوم نیست در این میان دانشجوی نگون بخت چه گناهی کرده است که حاصل تحقیق اش از داوری علمی محروم می ماند و نمره ای را که سزاوار آن است نمی گیرد.

دانشجویان، اساتید راهنما و مشاور را درست انتخاب نمی کنند

برای بررسی بیشتر این مساله به سراغ اکبر نصراللهی رئیس دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه در دانشگاه آزاد تهران مرکز رفتیم.

نصراللهی از جمله مصائب فراگیر میان دانشجویان را انتخاب نادرست استاد مشاور و راهنما برای موضوعات تخصصی پایان نامه ها عنوان کرد و گفت: «بعضا اساتیدی انتخاب می شوند که متناسب با موضوع پایان نامه نیستند. ما در بحث پایان نامه با دو موضوع محتوا و روش سروکار داریم. به همین جهت دانشجویان و دانشگاه ها باید توجه داشته باشند که تیم تحقیقاتی به گونه ای انتخاب شود تا یک استاد مسلط به محتوا و دیگری مسلط بر روش کار باشد، در غیر این صورت کار پایان نامه آنطور که انتظار می رود پیش نخواهد رفت. البته حق دانشجو است که استاد مشاور و راهنما را خودش انتخاب کند، اما در بسیاری از موارد این انتخاب ها با دقت و آگاهی از نوع تخصص اساتید و میزان تسلط آنها بر موضوع مورد نظر صورت نمی پذیرد.

نصراللهی اذعان داشت: متاسفانه از سال های اخیر رویه ای تسری پیدا کرده است که

برخی از اساتید فقط اسمشان تحت عنوان استاد مشاور یا راهنما بر روی پایان نامه دانشجویان درج می شود. ممکن است فقط در ابتدای کار یک راهنمایی به دانشجو بدهند و تا روز دفاع، دیگر هیچ همکاری با دانشجو ندارند.

این مشکل هم به انتخاب دانشجو برمی گردد هم به مشکلات اداری که در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی ما وجود دارد. همچنین به دغدغه های متعدد معیشتی که اساتید ما دارند.

تعداد بالای دانشجویان در دو مقطع ارشد و دکتری و همچنین تعداد بالای پایان نامه ها دلیل بر عدم تعهد کاری اساتید و عدم همکاری آنها با دانشجویان در روند پایان نامه نویسی نمی شود و اصلا چنین چیزی پذیرفته نیست. همین امر موجب می شود دانشجویان برای گرفتن کمک و مشورت به مراکز خصوصی روی بیاورند که فقط دنبال پول هستند. البته در این مسیر هستند اساتیدی که تسلط عالی بر موضوع دارند و تا پایان کار پا به پای دانشجو مسئولانه و با دغدغه همکاری می کنند.»

ادامه این گزارش را در روزهای آینده بخوانید.

   #پژوهش #داوری #مقاله #دیوار #دانشگاه آزاد

محتوای خبر «استادان و دکّانی به نام پایان نامه/ چه کسی پایان نامه ام را شکار کرد؟» را در سایت «خبرگزاری دانشجو» ببینید