تاریخ دریافت خبر: نظر بینندگان
خبرگزاری فارس: تازه این کودک زخوابِ تازه ای برخاسته+مقتل، شعر و صوت

نام تو را نمی توان گفت مگر با بغضی غیور که حنجره را می فشرد و سوزی غریب که شعله ورمان می سازد. پدر قنوت گرفته تو را برای خدا...

خبرگزاری فارس ـ گروه دین و اندیشه: از مرحوم آیت الله میرزای قمی نقل شده است که ایشان وقتی که مهمی و مشکلی برایشان پیش می آمد توسل به ذیل عنایت حضرت علی اصغر علیه السلام پیدا می کردند. ایشان که دهه اول محرم روضه خوانی داشتند، به هر یک از منبری ها که می خواستند ذکر مصیبت کنند می فرمودند روضه حضرت علی اصغر (ع) خوانده شود.

یکی از منبری های روضه خوان به او عرض کرد آقا دیگر شهدای کربلا هم سهمی دارند. میرزای قمی فرمودند می دانم ولی هر کدام از شهدا می جنگیدند و یا حداقل از خودشان دفاع می کردند ولی حضرت علی اصغر علیه السلام قدرت دفاع نداشت.

نام تو را نمی توان گفت مگر با بغضی غیور که حنجره را می فشرد و سوزی غریب که شعله ورمان می سازد. پدر قنوت گرفته تو را برای خدا...

13970625000978_Test_PhotoL.jpg

مقتل حضرت علی اصغر علیه السلام

وقتی امام حسین علیه السلام مشاهده کردند که همه جوانان و یارانش به شهادت رسیده اند، عزم میدان کرد و آماده شد تا با تمام وجود با لشکر عمر سعد ملعون بجنگد. امام علیه السلام فریاد زد: «آیا مدافعی هست که از حرم پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع کند؟ آیا یکتاپرستی هست که درباره ما از خدا بترسد؟ آیا فریادرسی هست که به امید پاداش الهی به فریاد ما برسد؟ آیا معین و یاوری هست که به امید آنچه نزد خداست به ما یاری رساند؟»

صدای گریه وشیون زنان بلند شد. امام حسین علیه السلام کنار خیمه آمدند و به حضرت زینب سلام الله علیه فرمودند: «کودک شیرخواره ام را بده تا با او وداع کنم.»

حضرت زینب سلام الله علیها آن کودک شیرخوار را از خیمه بیرون آورد و عرضه داشت: «برادرم! این فرزند توست که سه روز است آبی ننوشیده. پس آبی برای او بطلب.»

علی اصغر را روی دست گرفت و فرمود: «ای قوم! شما یاران و اهل بیت مرا کشتید و تنها این شیرخوار باقی مانده که از شدت تشنگی در حال لرزیدن است و آبی ننوشیده. ای قوم! اگر به من رحم نمی کنید، بر این طفل رحم کنید.»
بعضی نقل کرده اند که فرمود: «اگر به زعم شما من گناهکارم، این طفل گناهی نکرده، جرعه ای آب به او بدهید.»

ناگاه حرمله بن کاهل اسدی ملعون تیری به سوی آن حضرت پرتاب کرد. تیر بر حلقوم علی اصغر علیه السلام نشست و سر از بدن مطهرش جدا شد. پس دست خود را زیر گلوی حضرت علی اصغر علیه السلام گرفت. کف دست ها پر از خون شد. حضرت خون ها را به آسمان پرتاب کرد و فرمود: «آنچه غم این مصیبت را بر من آسان می کند، این است که خداوند شاهد آن است و آن را می بیند.

امام باقر علیه السلام می فرمایند: «اگر قطره ای از آن خون بر زمین می ریخت، عذاب نازل می شد.»

13970625000970_Test_PhotoL.jpg

ازحرم طفل رباب ِتازه ای برخاسته
شال بسته، با نقابِ تازه ای برخاسته

گرچه افتادند رویِ خاک ها خورشیدها
تازه مغرب، آفتابِ تازه ای برخاسته

باد دارد از مسیر ِ چشم هایش می وَزَد
لاجرم بویِ شرابِ تازه ای برخاسته

بیشتر شد تشنگی ها، او خودش آب، آب بود
پشتِ پایش آب…آبِ تازه ای برخاسته

با همه پیغمبران، پیغمبری ام فرق کرد
رویِ دستم یک کتابِ تازه ای برخاسته

آن همه لبیک گفتن یکطرف، این یکطرف
پرسش ِ ما راجوابِ تازه ای برخاسته

ریخت برهم لشگری را تا که بر دستم رسید
با حضورش بوترابِ تازه ای برخاسته

زود یا خوابش کنید و یا مُراعاتش کنید
تازه این کودک زخوابِ تازه ای برخاسته

این بلاتکلیفی ام از ناتوانی نیست نیست
تیر با یک پیچ و تابِ تازه ای برخاسته

گردنی که خشک باشد آخرش این می شود
تیر هم که باشتابِ تازه ای برخاسته

روی این دستم تنش؛ بر روی این دستم سرش
آه بفرستم کدامش را برای مادرش

علی اکبر لطیفیان

رباب است و خروش و خسته حالی

به دامن اشک و جای طفل خالی

اگر گهواره را پس داده بودند

دلش خوش بود با طفل خیالی

استاد علی انسانی

روضه/ حاج منصور ارضی

زمینه/ نریمان پناهی/ می ریزه رو صورتت اشک چشمام

زمینه/ نریمان پناهی طفل شهید من، ما بین مردایی

واحد/ حنیف طاهری/ ببار بارون

واحد/ نریمان پناهی/ چشماش از بی وفایی تَر

دودمه/ حاج محمود کریمی/ ای سند غربت آل علی

تک/ حنیف طاهری/ خون شده هستی

شور/ نریمان پناهی/ می ریزه رو صورتت اشک چشمام

شور/ نریمان پناهی/ ای شش ماهه گل من، اصغر من، چرا نمی خوابی

انتهای پیام/

   #حضرت علی #امام حسین #کربلا #منصور ارضی #شعر #شهادت