تاریخ دریافت خبر: نظر بینندگان
دانشجویانی جوان با آرزوهای بزرگ: نگاهی به روزهای سرکش آغازین فیسبوک

داستان پرفرازونشیب تاسیس فیسبوک، سرگذشت جوانان بلندپروازی است که عطای درس و دانشگاه را به لقایش بخشیدند تا آغازگر عصر جدیدی در دنیای اینترنت باشند. با زومیت همراه باشید تا این داستان را از زبان خودشان بشنوید.

همه ی کسانی که فیلم شبکه ی اجتماعی دیوید فینچر را دیده اند، کمابیش با داستان تأسیس بیوگرافی مارک زاکربرگ

داستان برند: فیسبوک، وبسایتی که تعریف اینترنت را تغییر دادفیسبوک و آینده ای که مارک زاکربرگ برای آن در نظر داردمدیریت بحران در فیس بوکهرآنچه گوگل و فیسبوک در مورد شما می دانند

اما زاکربرگ تسلیم جو حاکم بر سیلیکون ولی نشد و آن تابستان سرنوشت ساز را با ملاقات با تنی چند از کلیدی ترین فعالان دره ی سیلیکون به پایان برد؛ کسانی که در نهایت، مسیر فیسبوک را که در آن زمان صرفا یک وب سایت ساده بود، به طور چشم گیری تغییر دادند. برای ثبت تاریخ شفاهی آن ماه های حساس در خلال سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵، آدام فیشر (نویسنده ی کتاب دره ی نابغه ها: تاریخ بدون سانسور سیلیکون ولی) با تمامی بازیگران کلیدی فیسبوک مصاحبه کرده و به گفت وگو با چند چهره ی شناخته شده در حوزه راه اندازی کسب وکار نشسته است.

برآیند تمامی این مصاحبه ها و گفت وگوها، تصویر پرتره ای از فرهنگ یکتایی شده که هنوز هم می توان ردپای آن را در فیسبوک امروزی مشاهده کرد. کل شاکله ی سازمانی فیسبوک از چیزی شبیه به یک شوخی شروع به پا گرفتن کرد و به عنوان یک شرکت غیررسمی تنها بهانه ای بود برای اینکه چند برنامه نویس دور هم جمع شوند و در کنار تفریح و سرگرمی چند خط کد بزنند. جالب آنکه روی اولین کارت ویزیت زاکربرگ نوشته شده بود: «من یک مدیرعامل هستم لعنتی!.» شاید مؤسسان فیسبوک هیچ گاه فکرش را هم نمی کردند که روزی آغازگر عصر جدیدی در دنیای وب باشند.

دره نابغه ها /vally of genius

کتاب دره ی نابغه ها، اثر آدام فیشر

آنچه در ادامه می خوانید، حاصل مجموعه مصاحبه هایی است که آدام فیشر با تنی چند از مؤسسان فیسبوک و فعالان سیلیکون ولی انجام داده و برخی از نقل قول ها هم از مصاحبه های منتشرنشده، برداشت شده است. گفته های زاکربرگ، داستین موسکوویتز و دیوید چو از سخنرانی های آن ها در نشست ها و رویدادهای مختلف، گرفته شده و نقل قول های استیو جابز هم از مصاحبه ی ۶۰ دقیقه ای او با والتر ایزاکسون برداشت شده است.

زاکربرگ 1 / zuckerburg 1

تصویر زاکربرگ در مارس ۲۰۰۶ در مقر فیسبوک در پالو آلتو

شان پارکر (هم بنیان گذار نپستر و اولین رئیس فیسبوک): دوران دات کام به نوعی با نپستر به پایان رسید و از ویرانه های دات کام، عصر شبکه های اجتماعی ظهور کرد.

استیون جانسون (نویسنده و مفسر فرهنگی برجسته): در آن زمان، وب اساسا یک استعاره ی ادبی از صفحه ها (pages) بود؛ صفحه هایی که در آن ابرمتن ها (hypertext) میان صفحات پیوند برقرار می کردند. آن هنگام هیچ تصوری از مفهوم کاربر وجود نداشت و چنین پدیده ای جایی در وب نداشت.

مارک پینکوس (یکی از مالکان حق اختراع رسانه های اجتماعی): من نپستر را آغازگر عصر وب اجتماعی می دانم که در آن نه صفحه ها که کاربران اجزای اساسی هستند. برای من، این شبکه اجتماعی یک نقطه ی عطف و تاریخی در سیر تحولات اینترنت بود؛ چرا که دیدم اینترنت می تواند مانند یک شبکه ی همتا به همتای کاملا توزیع شده عمل کند. به این ترتیب، ما می توانستیم از شر بازیگران بزرگ عرصه رسانه خلاص و همه بدون کوچک ترین واسطه ای به هم متصل شویم.

استیون جانسون: برای من همه چیز از وبلاگ نویسی در سال ۲۰۰۰ شروع شد. وب سایت ها و وبلاگ ها حول محور نقطه نظرات شخصی یک فرد شکل گرفتند. در ادامه، این فکر به ذهن برخی خطور کرد که آیا می توان مولفه ی دیگری را پیدا کرد که بشود وب را حول محور آن سازمان دهی کرد؟ درست مانند اینکه منِ نوعی به این پنج فرد اعتماد دارم و می خواهم آنچه را که آن ها پیشنهاد می دهند، ببینم. و این چیزی بود که هسته ی اولیه ی وبلاگ نویسی را شکل داد.

شان

شان پارکر

مارک پینکوس

مارک پینکوس

استیو جانسون

استیو جانسون

اوان ویلیامز (بنیان گذار بلاگر، توییتر و مدیوم): وبلاگ ها در ادامه به شدت به هم پیوند خوردند و اینترنت، موضوع محوری عمده ی آن ها بود. ما در اینترنت در مورد اینترنت قلم می زدیم و در ادامه بیشتر و بیشتر به اینترنت لینک می دادیم، چه چیزی از این هیجان انگیزتر

استیون جانسون: شما می توانستید دیدگاه ها و صداهای متفاوتی را در یکجا گرد هم بیاورید که هر یک لینک هایی را به شما پیشنهاد می دادند و بنابراین یک فیلتر شخصی وجود داشت.

مارک پینکوس: در سال ۲۰۰۲ من به همراه رید هافمن به طوفان ذهنی متوسل شدیم و هر ایده ای را که به ذهنمان می رسید، ریختیم روی دایره. در ادامه به اینجا رسیدیم که چه می شود اگر وب مانند یک میهمانی بزرگ باشد؟ این چه سرنخ هایی در اختیار ما می گذارد؟ اصلا یک سرنخ خوب چیست؟ یک سرنخ خوب، می تواند یک شغل، یک مصاحبه، یک قرار ملاقات، یک آپارتمان، یک خانه یا حتی یک مبل باشد.

در ادامه من و رید گفتیم: این وب می تواند چیزی را خلق کند که بسیار ارزشمندتر از گوگل باشد؛ چرا که شما در اجتماع یا انجمنی حضور دارید که هر یک از اعضای آن به شدت به یکدیگر گره خورده اند و هر کس به دلیلی در آن حضور دارد، بنابراین شما به آن اعتماد می کنید. با این حال اما نسبت سیگنال به نویز می تواند بسیار بالاتر باشد. ما آن را وب ۲٫۰ (Web 2.0) نام گذاری کردیم؛ اما کمتر کسی رغبت داشت چیزی در مورد آن بشنود؛ چرا که در آن زمان، در زمستان سرد پس از متلاشی شدن حباب دات کام به سر می بردیم.

فیسبوک زمانی وارد میدان شد که تصور می شد دیگر جایی برای خلاقیت در وب باقی نمانده است

شان پارکر: بنابراین در بازه ی زمانی میان سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ همانند آنچه فیسبوک با آن مواجه بود، این احساس وجود داشت که دیگر جایی برای خلاقیت در اینترنت باقی نمانده و تمام آنچه باید انجام می شده، انجام داده شده است. احتمالا سال ۲۰۰۲، سوت و کورترین دوران اینترنت بوده است. در آن سال شرکت خدمات پرداخت پی پل (PayPal) روانه ی تالار بورس شد و این تنها عرضه ی اولیه یک شرکت اینترنتی در آن هنگام بوده است. در آن دوران عجیب وغریب، در مجموع تنها ۶ شرکت اینترنتی تأسیس شدند. پلکسو (Plaxo) یکی از این ۶ شرکت بود. پلکسو اولین نمونه از یک شبکه اجتماعی بود و ماهیتی ناهمگون داشت؛ طوری که آن را به یک ماهی عجیب وغریب پادار تشبیه می کنند.

آرون سیتیگ (طراح گرافیک و مبدع گزینه لایک فیسبوک): پلکسو یک حلقه ی مفقوده است. این شبکه ی اجتماعی اولین شرکتی بود که توانست با کمک رشد ویروسی (viral growth) به موفقیت دست پیدا کند. آن زمان ما تازه با این مفهوم آشنا شده و شروع به یادگیری اش کرده بودیم.

شان پارکر: مهم ترین چیزی که تابه حال روی آن کار کرده ام، توسعه ی الگوریتم هایی برای بهینه سازی رشد ویروسی در پلکسو بوده است.

اوان ویلیامز

اوان ویلیامز

آرون سیتگ

آرون سیتیگ

ازرا کالاهان

ازرا کالاهان

آرون سیتیگ: رشد ویروسی وقتی اتفاق می افتد که افرادی که از محصول استفاده می کنند، باعث شیوع استفاده از آن توسط دیگران شوند. در واقع، مردم به طور هدفمند و با نیت قبلی دیگران را تشویق به استفاده از محصول نمی کنند؛ چرا که خود آن محصول را دوست دارند. به بیان دیگر، در رشد ویروسی، مردم در دوره ی طبیعی استفاده از محصول یا نرم افزاری به سر می برند که موردعلاقه شان است و همین باعث سرایت آن به دیگران می شود.

شان پارکر: از شبکه های اجتماعی اولیه از جمله نپستر و پلکسو که صرفا نمونه هایی ابتدایی بودند و البته شباهت های زیادی هم به شبکه های اجتماعی امروزی داشتند تا فیسبوک برای شناسایی الگوهای رفتاری توهین آمیز، هوش مصنوعی توسعه می دهد

آیا اپل می تواند با سرویس Texture، صنعت نشر محتوا را دگرگون کند
مصاحبه با پژوهشگر هوش مصنوعی شرکت فیسبوک
ارزش سهام شرکت Snap برای اولین بار به زیر ۱۰ دلار رسید
یک چهارم از آمریکایی ها، اپلیکیشن فیسبوک را حذف کرده اند

   #فیسبوک #اینترنت #هوش مصنوعی #شبکه اجتماعی #سانسور #توییتر #بورس #الگوریتم #اپل #اپلیکیشن

محتوای خبر «دانشجویانی جوان با آرزوهای بزرگ: نگاهی به روزهای سرکش آغازین فیسبوک» را در سایت «زومجی» ببینید