خرید کتاب سکه طلاایران آنتیک
تاریخ دریافت خبر:
دستمال‌هایی که زیر درخت آلبالوی کودکی گم شد
صدای هیاهوی بچه‌ها از کوچه به گوش می‌رسد. چه هیجانی در پس این همه سر و صدا وجود دارد. صدای بچه‌های محل مرا به سمت پنجره مشرف به کوچه می‌کشاند...
به گزارش جهان نیوز، صدای هیاهوی بچه ها از کوچه به گوش می رسد. چه هیجانی در پس این همه سر و صدا وجود دارد. صدای بچه های محل مرا به سمت پنجره مشرف به کوچه می کشاند. پرده را کنار می زنم و محو تماشای بازی بچه ها می شوم. دارند هفت سنگ بازی می کنند. به یاد کودکی و نوجوانی خودم می افتم که تمام تابستان را در کوچه و در حال بازی با بچه های محل می گذراندم. یاد بازی های وسطی، هفت سنگ، الاکلنگ، گرگم به هوا، لی لی و استپ هوایی دوران کودکی خودم می افتم. چقدر زندگی ها راحت و بازی ها با کمترین وسیله ممکن بود. در اکثر بازی های دوران ما تنها وسیله بازی یک توپ پلاستیکی بود. یادش بخیر صبح که از خواب بیدار می شدیم تا هنگام تاریکی هوا در کوچه بودیم و با بچه های محل بازی می کردیم و هیچ کسی هم مانع رفتن و بازی کردن ما در کوچه نمی شد.
یادم است تنها سفارش مادرم این بود که مراقب ماشین ها باشید. تنها زمانی که به اجبار باید در خانه می ماندیم، ظهرهای تابستان بعد از ناهار بود که اجازه نداشتیم پا از خانه بیرون بگذاریم. ولی باز هم از شیطنت و بازی دست نمی کشیدیم و خود را مشغول بازی های بی سروصدا یا کم سر و صدایی می کردیم که خواب قیلوله تابستانی بزرگ ترها را به هم نزند. بازی هایی مثل اسم فامیل، منچ و مارپله که اینها هم خالی از هیجان برایمان نبود. گاهی شب ها آنقدر خسته بودیم که کنار سفره شام، غذا خورده و نخورده به خواب می رفتیم. چقدر توی کوچه ها دنبال دستمالمان زیر درخت آلبالو گشتیم و هر چه گشتیم پیدایش نکردیم و بالاخره هم نفهمیدیم سواد داریم یا نه. . . !
بازی های دیروز و بازی های امروز
بازی های آن زمان همه پر از هیجان و شور و نشاط بود به نحوی که از فرط هیجان صورت ها گل می انداخت و خیس از عرق می شد. اکثر بازی ها دسته جمعی بود و بچه های همسایه، فامیل، دوست و آشنا دور هم جمع می شدند و این بازی ها را انجام می دادند. در روزهای تعطیل کسی حوصله اش سر نمی رفت و تنها نبود. حتی یادآوری تمام آن بازی ها برای هر یک از ما بچه های دیروز و والدین امروز پر از خاطرات زیبا و شادی آور است. چه بسا از یادآوری آنها، امروز دچار هیجان هم می شویم. با گذشت سال ها و روزها و تغییر سبک زندگی ها و تغییر منازل از خانه های حیاط دار به آپارتمان ها و برج های سر به فلک کشیده، بازی های کوکانه نیز دچار تغییراتی شده است. موضوعاتی مثل آپارتمان نشینی، شلوغی و ناامنی کوچه و خیابان، اشتغال پدر و مادر و... باعث شده شکل بازی های امروزی متفاوت از گذشته شود.
بچه های امروزی یا با تبلت و آی پدهای خود مشغول بازی هستند یا پای کنسول های بازی خود نشسته و به صورت آنلاین با دوستان خود بازی می کنند یا غیر آنلاین به تنهایی ساعت های تابستانی خود را سپری می کنند. بچه های امروزی کمتر فرصت، علاقه و امکان بازی های قدیمی را دارند و کمتر مایلند بازی های جمعی را انجام دهند، اسباب بازی های انفرادی خود را بیشتر دوست دارند و در واقع باید گفت بازی های گروهی تقریباً در حال منسوخ شدن است، بچه های امروزی هیجانی را در بازی های دیجیتالی جست وجو می کنند که نسل قدیم هیچ حسی نسبت به آنها ندارند.
کوچه های خالی از بازی
کوچه های محله های امروزی خالی از سرو صدای بازی کودکانه است. کوچه های امروزی در حسرت یک گل کوچک پسرهای محله است. کوچه های امروزی دیگر محلی برای خاله بازی های دخترانه نیست. پنجره های خانه ها در حسرت یک شوت محکم و جانانه مانده اند. چرا؟ چون پدر و مادرهای امروزی به دلیل مشغله های زیاد فکری و کاری، ترجیح می دهند مشغله ذهنی دیگری را برای خود ایجاد نکنند. آنها ترجیح می دهند به جای اینکه استرس و ترس از هرگونه اتفاقی که ممکن است برای فرزندشان در کوچه و محله بیفتد، او را در خانه و آپارتمان های نقلی و قوطی کبریتی با بازی های کامپیوتری محبوس کنند. بچه های امروزی بچه هایی تنها و منزوی هستند که فقط به خاطر تفکر والدین خود از لذت بازی دسته جمعی با همسن و سال های محله خود محروم هستند. بازی بچه های امروزی بیشتر تک نفره است و بچه ها انگیزه ای برای دور هم جمع شدن ندارند. این شرایط باعث می شود بچه های امروزی فرصت کسب بسیاری از مهارت هایی که حین بازی با کودکان دیگر می توانند پیدا کنند را از دست بدهند و قطعاً در تربیت و استقلال بچه های امروزی این نکته نقش به سزایی دارد.
بازی های محلی، میراث فرهنگی
بازی های محله ای در هر شهر و دیاری یکی از بخش های عمده و مهم فرهنگ های بومی و محلی آن منطقه است و همه بازی های محله ای ریشه در تاریخ و پیشینه آن منطقه دارند. بسیاری از موضوعات فرهنگی ما از طریق همین بازی های محلی سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. بسیاری از این بازی ها جزئی از میراث فرهنگی ما هستند که متأسفانه با کمرنگ شدن بازی های محله ای در حال از بین رفتن هستند.
باید این نکته را به والدین یادآوری کنیم که بازی های کوچه و محله هم فرصتی برای لذت بردن کودکان از بازی ایجاد می کند و هم از طریق این بازی ها پیام های آموزشی به کودکان منتقل می شود. در بازی های محله ای حس مسئولیت پذیری و مشارکت جویی، دقت، سرعت و قدرت در کودکان افزایش پیدا می کند. کودکان در بازی های کوچه ای تیم تشکیل می دهند و یارکشی می کنند و هر یک باید در قبال تیم خود احساس مسئولیت کرده و مشارکت خوبی با تیم داشته باشند. در این بازی ها کودک این فرصت را پیدا می کند تا شیوه دفاع و نیز فرار و پنهان شدن از دشمنان را بیاموزد و علاوه بر اینها قدرت بدنی کودک بر اثر دوندگی و فعالیت بسیار در بازی های اینچنینی افزایش می یابد.
چه خوب می شود والدین کمی برای بازی فرزندان خود وقت بگذارند و با آنها در پارک های محله یا حتی با حضور خود در کوچه و محله فرصت بازی را برای فرزندان خود با بچه های دیگر فراهم کنند و اجازه بدهند کودکان لذت بازی دسته جمعی را بچشند و تجربه های بسیار خوبی از شکست ها و پیروزی ها در این بازی ها برای خود به دست بیاورند. با صدای آژیر دزدگیر یکی از ماشین های پارک شده در کوچه به زمان حال برمی گردم و بچه ها را می بینم که در حال بازی گل کوچک هستند. اگر فرزندی داشته باشم حتماً اجازه می دهم مثل خودم در کوچه با بچه های محله بازی کند و هیچ گاه ترس خود را از بروز هرنوع اتفاقی که ممکن است برای او بیفتد به او منتقل نمی کنم تا او هم مثل من و تمام هم نسل های من روی پاهای خودش بزرگ شود و استقلال و اعتماد به نفس خود را در همین کوچه ها و روابطی که با بچه ها دارد، به دست بیاورد. کاش دوباره کوچه هایمان شاهد بازی های کودکانمان باشد.

منبع: جوان

لینک کوتاه: betanews.ir/n/768465

خبر فوق مربوط به رسانه جهان نیوز می باشد و جستجوگر خبر بتانیوز صرفا آن را بازنشر کرده است. مشاهده در سایت منبع : لینک مستقیم