کتاب سکه های ماشینی قاجار
تاریخ دریافت خبر:

محمد زینالی اوناری در یادداشتی در خبرآنلاین آورده است: شبکه‌های تلویزیونی ده‌ها برابر افزایش یافته است و فرزندان به جز والدین خود، با الگوهای مختلفی از مادری و پدری آشنا می‌شوند و این ممکن است باعث نارضایتی برخی فرزندان هم بشود.

شاید همواره در برخی جلسات فردی صحبت کند که « ای بابا عجب دوره و زمانه ای شده است و چرا و چگونه این گونه شده است؟ زمانی معلم ها و پدربزرگ ها و ریش سفیدها بچه ها را به سوی ادب و رسوم دعوت می کردند و به آن ها سلوک و زندگی می آموختند. اما امروز دیگر کسی حرف معلم و پدربزرگ را نمی فهمد و چه بسا به آن ها واکنش هم نشان می دهد. به راستی عجب دوره و زمانه ای شده است و بچه ها دیگر از دست ما رفته اند و گمراه می شوند ». برخی از آن ها که نقش های حساس تری هم دارند، مفاهیمی چون تهاجم فرهنگی و جنگ نرم را هم قاطی این بحثها می کنند و دل مشغولی های خود را به یک موضوع سیاسی تبدیل می کنند.

اما آن ها که در این چند دهه تغییرات اساسی تمدنی را در ایران دیده اند نباید غافل شوند که بسیاری از ساختارهای اساسی اقتدار در خانواده و نهادهای تربیتی امروزی به هم ریخته است. امروز بسیاری از افرادی که در سی سال پیش در عمر خود از چند نفر خاص در خانه و محله بیشتر نمی دیدند، از طریق تلویزیون و سینما، با دنیایی از شخصیت های متنوع آشنا شده اند. حداقل تلویزیون خودمان در این سی سال از دو کانال به بیش از بیست کانال رسیده است. ارتباطات از سرحد کوچه و محله های ساده حتی در شهرهای کوچک ایران به شکل گرفتن فرهنگ های پیاده روی و پاتوق نشینی شهری در میان جوانان و تعاملات اجتماعی موبایلی رسیده است.

در سی سال پیش در کوچه و محله چند نفر معدود آدم با سواد و متشخص بودند و همه می دانستند آدم حسابی فقط پدر، معلم و سالی یک بار آقای دکتر است، اما امروز از در و همسایه دکتر و مهندس می ریزد بیرون و جوانان می دانند که همه ی اعضای جامعه تشخص و منزلت دارند و حتی احساس امنیت و پذیرش اجتماعی هم بالا می رود و اقتدار آن سیستم ادب آموزی پیشین به هم می ریزد. امروز حتی مجلات متنوعی تولید می شود و کلاسهای فرهنگی و اجتماعی، تقویتی و .... موجب شده که فرزندان ارتباطات و اثرپذیری بیشتری نسبت به سی سال قبل با هم داشته باشند. نوجوان از یکی دست دادن، از دیگری سخن گفتن و از آن یکی مطالبه ی حقوق خود را می آموزد و می داند که این ها دیگر بی ادبی و انحراف نیست و اتفاقاً هر کدام یک جور ادب اجتماعی به شمار می رود.

با این دگرگونی که همین سی سال بعد از جنگ تحمیلی و در جریان توسعه ی ارتباطی جامعه شکل گرفته است، دیگر فرزندان در حصار والدین و معلمان نیستند. آن ها همان طور که در اول انقلاب گفته می شد، معلمان جدید را از دریچه ی مدارس و دانشگاه های مختلف تلویزیون، مجلات و گروه های اجتماعی پیدا کردند تا ساختار بسته ای که آن ها را در محدوده ی اقتدار والدین و معلمان مدرسه نگه داشته بود، به هم بریزد. دیگر آن کسی که ادب یاد می داد، در موبایل، تلویزیون، پاتوقها، پارک ها و میهمانی ها هم حاضر می شد. تعدّد روابط، با هر شخصی برای کودکان ما آدابی جدید به میان می آورد و باید در این زمینه واقعیت جدید را بپذیریم.

ما در شرایطی زندگی می کنیم که توسعه، مشاغل جدید زیادی مثل کافی شاپ و رادار مخابراتی ایجاد کرده و به همین خاطر با پدید آمدن هر گشایش و اضافه کاری به خاطر منافع فردی که در آن پیش می آید به آن بله می گوئیم، اما متأسفانه با آداب و واقعیت هایی که همین گشایش ها برای مان می سازند ناسازگاری می کنیم و به خاطر تبعات آن همواره تعجب می کنیم.
توسعه ی صنعتی موجب توسعه ی ارتباطات انسانی می شود و نیازمند آن است که در این زمینه تدبیری اندیشیده شود، آری فیلم ها و سریال های طنز و ... که ساخته می شود، با هم به شخصیت های فوکولی و جادویی آن ها می خندیم، اما تبعات تربیتی آن را به عجیب شدن دوره و زمانه نسبت می دهیم.

در جریان اضافه شدن هر شغل و پرسونا در نهادهای جدید صنعتی، یک نشانه ی رفتاری ایجاد می شود و خواسته نخواسته این به خاطر توسعه ی ارتباط ناشی از این نهادها به روابط اجتماعی اضافه می شود. ادب از سیستم بسته ی سی سال قبل به دنیای بدون مرز نشانه ها منتهی شده است.
دیگر برای این که فرزندان خود را در اختیار داشته باشیم، باید الگوهای دیگری از اقتدار را تجربه کنیم و اگر انتظار داشته باشیم به روش سی سال گذشته نشانه های اقتدار والدین و معلمی را در دست داشته باشیم، تبعات آن را با ساختارشکنی های گسترده ی نوجوانان خواهیم دید.

خبرآنلاین/29خرداد 96
اول*انتشاردهنده:علیرضافرجی

انتهای پیام /*

لینک کوتاه: betanews.ir/n/766981

خبر فوق مربوط به رسانه ایرنا می باشد و جستجوگر خبر بتانیوز صرفا آن را بازنشر کرده است. مشاهده در سایت منبع : لینک مستقیم