جشنواره نوروزی
تاریخ دریافت خبر:
محمود کاشانی -عبدالله شهبازی تلویزیون

سید محمود کاشانی که یادداشت او درباره سریال «معمای شاه» با پاسخ عبدالله شهبازی، پژوهشگر تاریخ مواجه شده بود، جوابیه‌ای همراه با متن کامل گفت‌وگو درباره دیوان داوری ایران و آمریکا ارسال کرد.
به گزارش سایت انتخاب،  متن کامل جوابیه فرزند آیت‌الله کاشانی و استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی به این شرح است:
انتظار می‌رفت دست‌اندرکاران تدوین سریالی که «معمای شاه» نامیده شده و با هزینه کردن غیرقانونی بودجه‌ای که در راستای اجرای اصل ۱۷۵ قانون اساسی در اختیار سازمان صداوسیماست و این صحنه‌های خلاف واقع را در سه برنامه شب‌های ۲۱، ۲۲ و ۲۴ آذرماه ۱۳۹۵ به نمایش گذارده‌اند پاسخگوی تحریف‌های آشکار تاریخ و دروغ‌های بی‌پایه و اساس در این سریال باشند؛ ولی شگفت‌انگیز این است که آقای شهبازی بی‌آنکه نمایندگی از سوی دست‌اندرکاران تدوین سناریوی این سریال داشته باشند در مقام پاسخگویی به نقد تاریخی من در این مقاله برآمده‌اند. این در حالی است که وی نیز در همین نوشته از خود در تدوین این سریال سلب مسئولیت کرده و نوشته است: «نگارنده به عنوان مشاور تاریخی و یا هر سمت دیگر، نقشی در تهیه سریال مورد تعریض آقای محمود کاشانی «معمای شاه» نداشته و به جز چند قسمت این سریال را ندیده است.»
اگر واقعا آقای شهبازی حتی نقش مشاور در تدوین این سریال را نداشته است چه اصراری در دفاع از تدوین‌کنندگان سریال «معمای شاه» دارد؟ آیا بهتر نبود سکوت کنند و اجازه دهند‌‌ همان کسانی که این سریال را تدوین و ارقام نجومی برای آن هزینه کرده‌اند به دفاع از اثر معنوی خود بپردازند؟ بنابراین می‌توان پذیرفت آقای شهبازی در حالی که از خود سلب مسئولیت می‌کند کاری جز دفاع از سریال «معمای شاه» انجام نمی‌دهد؛ ولی برای من که رنج نگارش این نقد تاریخی را بر خود هموار کرده‌ام و برای بینندگان این سریال پذیرفتنی نیست، شخصی که خود را از مسئولیت تدوین این سریال دور نگاه می‌دارد در همین حال به دفاع از آن و پاسخگویی به نقد تاریخی من بپردازد. با این مقدمه، خود را بی‌نیاز از پاسخگویی به یادداشت سفسطه‌آمیز آقای شهبازی می‌دانم؛ ولی هرگاه دست‌اندرکاران تدوین این سریال در مقام پاسخگویی به مندرجات مقاله من برآیند آنگاه آمادگی کامل دارم تا به آنان پاسخ دهم و از گشودن بحث‌های تاریخی در آن سال‌ها استقبال نیز می‌نمایم. بر همین پایه می‌افزایم که سایت نیز مجاز نبوده است یادداشت آقای شهبازی را که از قبول هرگونه مسئولیتی حتی در اندازه مشاور در تدوین این سریال خودداری کرده است، در این سایت بازتاب دهد و هرچه زود‌تر هم پس از درج این پاسخ باید آن را از این سایت حذف کند و البته همچنان باید در انتظار پاسخگویی دست‌اندرکاران سریال «معمای شاه» باقی بماند تا روشن شود آیا اینان توانایی دفاع از تولیدات خود را که چیزی جز دروغ‌پردازی‌های تاریخی نیست دارند یا نه؟
از این موضوع می‌گذرم و به بخش پایانی یادداشت آقای عبدالله شهبازی می‌پردازم. وی از آنجا که در رد اعتراضات مستند تاریخی من به بخش‌هایی از سریال «معمای شاه» کم آورده با بی‌پروایی و به دور از موازین اخلاقی راه هوچی‌گری و تهمت و افترا را در پیش گرفته و زیر عنوان «انقلابی لاهه و خسارات چند میلیارد دلاری او» با اظهارات خلاف واقع خود کوشش کرده است با این‌گونه تهمت زدن‌ها، نقش برجسته حقوقدانان ایرانی در برابر دعاوی اتباع و شرکت‌های آمریکایی در دیوان داوری دعاوی ایران و آمریکا در لاهه – هلند – را بی‌اعتبار سازد. آقای عبدالله شهبازی با این روش به دور از اخلاق نیز به نیابت از آقای مهندس میرحسین موسوی که در آن هنگام نخست‌وزیر بود و با پذیرش درخواست دولت ایالات متحده آمریکا، در سال ۱۳۶۳ اینجانب و شادروان آقای دکتر شفیعی داوران ایران را از این سمت حساس برکنار کرد باب تکرار این تهمت‌ها را گشوده است.
یادآور می‌شوم که پس از این تصمیم خلاف مصالح کشور، هنگامی که من در سال ۱۳۶۴ نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شدم، فرصت یافتم مدت ۱۰ دقیقه از وقت خود را در تلویزیون به توضیح نقش حساس و ارزشمند حقوقدانان ایرانی در دیوان داوری ایران و آمریکا و پذیرش درخواست دولت آمریکا از سوی میرحسین موسوی و پیامدهای آن اختصاص دهم که مورد استقبال بینندگان قرار گرفت ولی برای ایشان بسیار گران آمد. از همین ‌رو بی‌درنگ و در روند برگزاری انتخابات چهارمین دوره ریاست‌جمهوری و بی‌آنکه نقشی در این انتخابات داشته باشد روز ۲۸ مرداد ۱۳۶۴ یک گفت‌وگوی طولانی با خبرنگاران ترتیب داد و با سوءاستفاده از قدرت دولتی خود، موجبات پخش آن را از سیمای جمهوری اسلامی ایران فراهم ساخت و به مدت یک ساعت به دفاع از عملکرد خود و اظهارات ناروا علیه من پرداخت. من نیز بی‌درنگ با فرستادن نامه‌ای برای او و صداوسیما درخواست کردم آقای میرحسین موسوی در یک بحث آزاد که زنده در سیما پخش شود با حضور من شرکت کند که از پذیرش این درخواست مشروع خودداری کرد. ناگزیر اعتراضات خود به سخنان خلاف واقع او را همراه با پاره‌ای از مستندات در یک جزوه ۵۶ صفحه‌ای آماده انتشار کردم که مطبوعات دولتی از چاپ آن خودداری کردند و هنگامی که این جزوه در یکی از چاپخانه‌ها در دست چاپ بود عوامل وی در وزارت ارشاد، بخش عمده آن را غارت کردند؛ ولی آنچه باقی مانده بود در میان نمایندگان مجلس شورای اسلامی توزیع شد و قطعا مندرجات همین نوشته یکی از دلایلی بود که ۹۹ تن از نمایندگان رای منفی به ادامه نخست‌وزیری میرحسین موسوی دادند.
اکنون آقای عبدالله شهبازی سخنان یکسویه میرحسین موسوی را تکرار می‌کند تا به این طریق ناتوانی خود را در دفاع از سریال منحط «معمای شاه» جبران نماید. وی تا آنجا پیش رفته که تهمت‌های جدیدی را هم که در سخنان میرحسین موسوی وجود نداشت به آن افزوده و مدعی شده است من در شهر لاهه با منصور رفیع‌زاده که پیش از انقلاب رئیس سازمان امنیت شاه (ساواک) در آمریکا بوده است دیدار کرده‌ام و در این راستا نوشته است: «منصور رفیع‌زاده از آمریکا به اروپا رفت و با محمود کاشانی سرداور ایرانی در دیوان لاهه ملاقات کرد. یک یا چند روز پس از این دیدار، محمود کاشانی در جلسه دیوان لاهه به ناگاه انقلابی شد…»
این ادعا نیز مانند بخش‌های دیگر یادداشت شهبازی چیزی جز تهمت و افترا نیست و حق شکایت کیفری وی برای من محفوظ خواهد بود. این آسمان و ریسمان کردن‌ها همگی برای دفاع از سریال «معمای شاه» است که تا آنجا در دل و دیده بینندگان بی‌اعتبار است که آقای شهبازی از قبول مسئولیت حتی در اندازه مشاور در تدوین آن را نمی‌‌پذیرد ولی با این روش‌های غیراخلاقی به دفاع از آن می‌پردازد!
در پایان برای آنکه بینندگان از واقعیت‌های دیوان داوری ایران و آمریکا آگاه شوند متن فایل گفت‌وگوی خود را با روزنامه ایران زیر عنوان «بیانیه‌های الجزایر و دیوان داوری ایران و آمریکا» که در شهریورماه ۱۳۸۹ در این روزنامه انتشار یافت و سپس در سپتامبر ۲۰۱۰ در فصلنامه «ایران‌شناسی» چاپ ایالت مریلند آمریکا بازتاب یافت به پیوست تقدیم می‌کنم.

با احترام – محمود کاشانی

***

پاسخ عبدالله شهبازی به محمود کاشانی
آقای محمود کاشانی به حواشی من بر مقاله وی، که با دستاویز قرار دادن نقد سریال «معمای شاه»، در ستایش از مظفر بقایی و کارنامه سیاسی «حزب زحمتکشان» منتشر کرد، پاسخ داده است.
آقای محمود کاشانی رویه‌ای فرصت‌طلبانه و غیراخلاقی در پیش گرفته‌ که عزل خود را از نمایندگی ایران در دیوان لاهه (۱۳۶۳)، که به دستور شخص امام خمینی(ره) بود، به نخست‌وزیر وقت، که مجری دستور امام بود، نسبت می‌دهد و با این رویه می‌کوشد از فضای سیاسی موجود به سود خود بهره‌برداری کند. این رویه را قبلاً در مورد ماجرای دستگیری آقای سید احمد کاشانی، برادر ایشان و سرهنگ مهدی کتیبه، رئیس وقت اداره دوم یعنی بالا‌ترین مقام اطلاعاتی ارتش، که آن نیز به دستور شخص امام خمینی بود، شاهد بودیم که دستگیری فوق را به نخست‌وزیر وقت منتسب کردند و از این طریق کوشیدند از فضای سیاسی روز ماهی بگیرند. کار‌شناسان می‌دانند که چنین اقدامی، در مورد نمایندگان مجلس و فرماندهان نیروهای مسلح، از حیطه اقتدار دولت خارج بوده و هست.
مقاله آقای محمود کاشانی در اول دی ۱۳۹۵ منتشر شد. حواشی من در ۶ دی به اتمام رسید و برای سردبیر ارسال و در ۸ دی منتشر شد. این تأخیر پنج روزه بدان دلیل بود که کوشیدم درباره ماجرای سال ۱۳۶۳ دیوان لاهه روایتی دقیق و مستند از زبان افراد مطلع و مسئولان و دست‌اندرکاران وقت بشنوم و متنی متقن منتشر کنم. ماوقع‌‌ همان است که نوشتم. مگر از دید آقای کاشانی دیدار با منصور رفیع‌زاده عمل مجرمانه است که انتساب آن مصداق تهمت و افترا محسوب شود؟
در جوابیه فوق ادعایی عجیب‌تر دیدم که مرا در مورد دانش حقوقی آقای محمود کاشانی به تأمل بیشتر واداشت. آقای کاشانی بعنوان «حقوقدان» ‌شناخته می‌شود و با همین عنوان در دانشگاه تدریس می‌کند. حیرت‌انگیز است که فردی «حقوقدان»، هر چند مانند آقای کاشانی تخصصش «حقوق خصوصی» باشد نه «حقوق جزا و جرم‌شناسی»، به خود حق دهد برای آزادی بیان افراد و رسانه‌ها حدومرز ترسیم کرده و چنین تعیین تکلیف کند: چون عبدالله شهبازی، ‌طبق نوشته خودش، سمتی در سریال «معمای شاه» نداشته، پس این سایت نیز مجاز نبوده است یادداشت آقای شهبازی را، که از قبول هرگونه مسئولیتی حتی در اندازه مشاور در تدوین این سریال خودداری کرده است، در این سایت بازتاب دهد و هرچه زود‌تر هم پس از درج این پاسخ باید آن را از این سایت حذف کند.»
به عنوان محققی که بخشی از تلاش پژوهشی‌اش در دو دهه اخیر معطوف به شناخت پدیده دکتر مظفر بقایی کرمانی و «حزب زحمتکشان» او در تاریخ معاصر ایران بوده و آقای محمود کاشانی با این تحقیقات به خوبی آشنا هستند، لازم دانستم در مواردی که واقعیت تاریخی بی‌پروا تحریف شده، ‌دیدگاه خود را بیان کنم. صرفنظر از احساس تعهد فوق، بخشی از علاقه‌مندان به تاریخ معاصر ایران این توقع را از من دارند و کنجکاوند نظر کار‌شناسی مرا بدانند. بیان دیدگاه تخصصی ربطی به مسئولیت یا عدم مسئولیت در سریال «معمای شاه» ندارد. اگر در سریال فوق نقشی داشتم طبعاً، ‌مانند موارد متعدد مشابه، نامم در تیتراژ منعکس می‌شد و دلیلی نداشت کارنامه خود را کتمان کنم. به‌هرروی، آقای موسی حقانی، که مسئولیت پژوهشی سریال را به عهده داشته‌اند، به آقای محمود کاشانی پاسخ داده‌اند و مفید است آقای کاشانی نیز، طبق وعده‌ای که در جوابیه به من درج شده، پاسخ آقای حقانی را مرقوم فرمایند.

عبدالله شهبازی
یکشنبه، ۱۲ دی۱۳۹۵

منبع: تاریخ ایرانی

لینک کوتاه: betanews.ir/news/463442

خبر فوق مربوط به رسانهبانی فیلم می باشد و جستجوگر هوشمند بتانیوز صرفا آن را بازنشر کرده است. مشاهده در سایت منبع : لینک مستقیم