تاریخ دریافت خبر: نظر بینندگان
رویکردهایی که برخی عناصر خارج نشین پی گرفته اند، دقیقاً در راستای افزایش این شکاف اجتماعی و فرهنگی، تقابل کلامی و فیزیکی قشر مذهبی با اقشار کمتر مذهبی و غیرمذهبی، ایجاد حس کینه جویی نسبت به قشر مذهبی و به منزوی سازی این قشر است. باید مراقب بود که سیاست های برخورد با بدحجابی برای مجموعه ها، تکمیل کننده ی پازل دشمنان ملت که با کمپین هایی به دنبال چنین اهداف پلیدی هستند، نباشد. 330014_289.jpg
شعارسال: گزارش تازه مرکز پژوهش های مجلس درباره کاهش اقبال عمومی به حجاب در حالی منتشر شد که با وجود اطلاعات مستند ارائه شده در این گزارش، آنچه پیش روی افکارعمومی قرار گرفت، دیگر تکان دهده نیست، چون پیش از ارائه در قالب این گزارش در سطح جامعه برای عموم مردم قابل لمس بود؛ اما این گزارش به چه معناست و چه کارکردی دارد؟

مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی گزارشی با تیتر «عوامل مؤثر بر اجرایی شدن سیاست های حجاب و راهکارهای پیش روی» منتشر کرده که حاوی گزارش های متعددی پیرامون کاهش چشمگیر گرایش به حجاب شرعی به شکل قابل توجهی است، به گونه ای که بر اساس آمارهای منتشره در این گزارش ـ که متکی بر نظرسنجی چند نهاد است ـ نه تنها کفه محجبه ها در جامعه سبک شده، بلکه حمایت از این بخش نیز ضعیف شده است.

آن گونه که در جمع بندی این گزارش آمده، دامنه 60 تا 70 درصدی از زنان جامعه در گروه محجبه های عرفی بدحجاب با تعریف شرعی قرار دارند که از این میان، 10-15 درصد در وضعیت حاد و یا به عبارتی بدحجاب هنجارشکن بوده و سایر افراد در گروهی هستند که می توان آنها را دارای حجاب عرفی و یا بدحجاب معمولی تلقی کرد. 30 تا 40 درصد از زنان نیز در گروه باحجاب ها قرار دارند که از این میان، حدود 13درصد سنتی حجاب خود را رعایت و مابقی زنان باحجاب از شیوه های جدیدِ حجاب، از قبیل چادرملی و... استفاده می کنند؛ بنابراین، نزدیک 70 درصد از زنان جامعه در قشر خاکستری قرار دارند.

این تحقیقات نشان می دهند، حجاب شرعی برای 35 درصد از افراد جامعه ارزشمند است و تقریباً 55 درصد از زنان، حجاب عرفی را ارزشمند دانسته اند. در واقع نوعی حس بی رغبتی درخصوص حجاب شرعی در میان بخشی از افراد جامعه ایجاد شده که موجب می شود آنها بین دو گزینه حجاب عرفی و شرعی، حجاب عرفی را انتخاب کند.

همچنین بر اساس این گزارش، بیش از 85 درصد از جمعیت افراد بدحجاب در گروه بدحجابان کم آسیب قرار دارند که به لحاظ ذهنی خود را محجبه می دانند. این گروه که اصطلاحاً آنها را طیف خاکستری می نامند، به لحاظ ذهنی از یک طرف حجاب را برای زن مسلمان واجب دانسته و نسبت به پیامدهای منفی بدحجابی آگاهی دارند، از سوی دیگر نسبت به ارزشمندی حجاب شرعی و همچنین مداخله دولت در کنترل حجاب موضع داشته و مقاومت ذهنی دارند و بخشی از آنها به لحاظ ذهنی استعداد ریزش به سمت بدحجابان هنجارشکن را دارا هستند.

مطابق با جمع بندی این گزارش، افراد تحصیلکردهِ جوانِ ساکن شهرهای بزرگ و کلانشهرها که عمده مصرف فرهنگی آنها تماشای ماهواره و فیلم های سینمایی داخلی و خارجی است، بیشترین میزان آسیب و ناهنجاری را در موضوع حجاب دارند. بنابراین قشر اصلی و هسته کانونی بدحجابی در کشور که طراح اصلی حرکت های ضدحجاب، کنشگران و بازیگران اصلی این صحنه هستند، دارای ویژگی هایی هستند که اتخاذ یک سیاست بسیار هوشمندانه، منعطف و سیال را ضروری میسازد. از همین روی به نظر میرسد در صورتی که قرار باشد اقدامی در خصوص حجاب انجام گیرد، این کار باید معطوف به نقطه کانونی آسیب زا به مسأله حجاب، یعنی کاهش ارزشمندی آن باشدکه بار اصلی آن بر دوش نظام رسانه ای و مصرف فرهنگی افراد است.

هرچند این گزارش دارای گزاره های آماری قابل توجهی است، سرانجام چنین جمع بندی شده که اگر در محصولات فرهنگی نظیر فیلم های سینمایی بحث حجاب، جدی تر مورد توجه قرار می گرفت و یا بر نسل جوانِ تحصیل ‍ کردهِ شهرنشین تمرکز بیشتری برای فرهنگ سازی صورت می پذیرفت، مشکل جدی رفع شده بود؛ راهکاری که تازگی ندارد و پیش از این برای پیگیری اش هزینه های قابل توجهی صورت پذیرفته اما حاصلِ آن را نمی توانیم در فضای کنونی ببینیم.

در ارتباط با این گزارش، باید چند نکته را مورد توجه قرار داد؛ نخست اینکه تازه ترین داده های این گزارش، مبتنی بر آمارهای سال 1391 است و می توان به وضوح دریافت که وضعیت حجاب نسبت به شش سال پیش بهتر نشده است؛ بنابراین، باید هر آنچه در این گزارش آمده، پررنگ تر از آنچه می بینید، بخوانید.

نکته دوم آنکه، روش هایی که تاکنون در چارچوب برخورد با بدحجابی و نظایر آن صورت پذیرفته نتیجه بخش نبوده و از قضا این روش های سلبی برای کشور و حاکمیت هزینه ساز بوده است. نمونه هایی چون گشت ارشاد متکی بر نظرسنجی های منتشر شده در این گزارش، نه تنها با مخالفت جدی گروه بدحجاب و دارای حجاب عرفی مواجه است، بلکه در میان گروه باحجاب نیز با مخالفت مواجه است و مجموع این دو گروه از مخالفان، اکثریت قاطع افکارعمومی را تشکیل می دهد.

در مقاطعی برخی طیف های سیاسی با استفاده از همین حربه ها، توانسته اند رأی بخش خاکستری را به دست آورند و در واقع این راهکارهای سلبی، به یکی از معدود ابزار سیاسی در دست جریان های رقیب تبدیل شده و بدین ترتیب از این طریق پایگاه رأی خاصی به دست آورده اند. در واقع این رویکردها نه تنها آثار مثبت فرهنگی نداشته، بلکه آثار منفی سیاسی برای آن طیف که عمدتاً سیاستگذار چنین رویکردهایی بوده اند، در پی داشته اند؛ بنابراین، باید در این روش ها تجدیدنظر جدی نموده و همین تابستان آثار تجدیدنظر را مشاهده کرد.

نکته سوم اینکه، باید در نوع تبلیغات و اقدامات ترویجی فعلی و رویکردهای ایجابی و همچنین در لیست نهادهایی که این سالها برای ترویج حجاب بودجه های کلانی دریافت کرده اند، تجدیدنظر کرد و دست کم این اعتبارات را به بخش هایی داد که حرف واقعی برای گفتن دارند. آمارها نشان می دهد مکانیزم های ترویجی که تاکنون وجود داشته شکست خورده، چرا که بعید است اگر این نهادها وجود نداشت، آمار بدحجابی از این گسترده تر می بود. از قضا برخی تبلیغات و روش های ترویجی غیرمنطقی در جری کردن گروهی برای گرایش به بدحجابی بی تأثیر نبوده است.

نکته چهارم، باید از دوقطبی سازی اجتماع در حوزه مختلف از جمله حجاب و بی حجاب پرهیز کرد، چون شاید آن روی سکه باحجابی، بی حجابی نباشد، بلکه مخالف با حجاب باشد و واکنش قشری که بدحجاب خوانده می شوند نسبت به دستگیری های مکرر در قالب گشت ارشاد و چالش های اینچنینی، تحت فشار گذاشتن محجبه ها در فضای تحصیلی (به ویژه مدرسه)، در محیط کار و در اماکن عمومی باشد. این تحت فشار گذاشتن لزوماً به معنی تقابل کلامی یا فیزیکی نیست و برخوردهای سرد و فاصله گرفتن گروه های غیرمحجبه از یک محصل محجبه یا یک زن محجبه در محیط کار و حس ترد شدن، یا منجر به بدحجاب شدن زن محجه می شود و یا به این دوقطبی دامن می زند.

بنابراین دست کم کاری که مسئولین می توانند انجام دهند، چنین است که فضا به سمتی نرود که یک زن محجبه با یک زن بدحجابِ عرفی نتواند رابطه صمیمی داشته باشد. از قضا عدم ایجاد شکاف فرهنگی می تواند باعث شود، دختر یک زن بدحجابِ عرفی محجبه باشد و والدین او به واسطه فضای باز اجتماعی به او اجازه دهند سطح حجابش را خودش انتخاب کند.

رویکردهایی که برخی عناصر خارج نشین پی گرفته اند، دقیقاً در راستای افزایش این شکاف اجتماعی و فرهنگی، تقابل کلامی و فیزیکی قشر مذهبی با قشرهای کمترمذهبی و غیرمذهبی، ایجاد حس کینه جویی نسبت به قشر مذهبی و به منزوی سازی این قشر است. باید مراقب بود که سیاست های برخورد با بدحجابی برای مجموعه ها، تکمیل کننده ی پازل دشمنان ملت که با کمپین هایی به دنبال چنین اهداف پلیدی هستند، نباشد. ایران در این دوران بیش از هر زمانی به همبستگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیاز دارد و باید برای هر آنچه در مسیر دستیابی به وحدت ملت ایران است، تدبیر اندیشید و مانع از اهداف دشمن برای دو پاره کردنِ کامل جامعه شد.

شعارسال، با اندکی تلخیص و اضافات بر گرفته از پایگاه خبری تحلیلی تابناک ، تاریخ انتشار: 7 مرداد 1397 ، کدخبر: 820668 ، www.tabnak.ir

   #کمپین #پژوهش #اجتماع