تاریخ دریافت خبر: نظر بینندگان


حقوق نیوز - مفهوم متعارف معماری فاشیستی، با توجه به جنبه ی کلاسیک گرای آن، تنها در مفاهیمی همچون عناصر معماری کلاسیک یا باستانی(نظیر ستون های پنج گانه و اشکال خاص در و پنجره ) محدود نمی شود و حتی نمی توان آن را در جنبه ی نوکلاسیک گرای آن( تمایل به نظم و انضباط معماری مدرن ) نیز محدود کرد؛ بنابراین در نظر گرفتن چنین محدودیتی تنها در یک هم آهنگی قابل نمایش، اشتباه است. معماری فاشیستی نه شکلی پیوسته و وفادار به کلاسیک گرایی است و نه همچون نوکلاسیک گرایی با مکانیک گرایی و فن گرایی فوتوریست ها سر سازش دارد. معماری فاشیستی را تنها می توان در چارچوب ایدئولوژیک آن یعنی در تجسمی که به افکار ضد مدرن می دهد، درک کرد.

موج سهمگینی که فاشیسم را در رأس قدرت قرار داد، اکثر معماران مدرن را به گریز از آلمان واداشت. با خروج نخبگان معماری آلمان از آن کشور، عرصه به روی معماران گمنام، کم مایه و فرمان برداری چون آلبرت اشپیر، کلمنس کولتس، گرهارت گرابنر، هانس دوستمن، روبرت براون و غیره گشوده شد.

در برابر تنوع و غنای معماری مدرن آلمان، فاشیسم چیز چندانی در چنته نداشت و علاوه بر آن عمر کوتاهی داشت؛ بنابراین بی شک نمی توان آثار ماندگار و تعیین کننده ای از این معماری برشمرد. ابتدا باید بگوییم که روی گرداندن از معماری مدرن و واکنش کلاسیک گرا در برابر آن از اواخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم، خاص آلمان نبود. موج رژیم های توتالیتر که از دهه ی 1920 در اروپا به قدرت رسیدند (همچون در اسپانیا، پرتغال و ایتالیا) مفاهیم فاشیستی را وارد فضاسازی های بسیار نزدیک آن با فاشیسم کردند، که خود نیازمند بحث جداگانه ای است. در این زمان مهم ترین بناهایی که بازتابی از ایدئولوژی فاشیستی به نظر می آمدند، به جز آلمان، در ایتالیا نیز ساخته می شدند. اما معماری ایتالیا، همچون ایدئولوژی فاشیسم این کشور، دارای نکات مبهم و آمیزش هایی با سبک ها و ایدئولوژی های دیگر بود.


موسولینی سیاست فرهنگی پاندول واری داشت که میان مدرنیسم و سنت گرایی در نوسان بود. رابطه ی فاشیسم با فوتوریسم گویای همین امر بود. در سال 1928 جنبش ایتالیایی معماری عقلانی، نخستین نمایشگاه خود را در رم برپا کرد. سه سال بعد در سال 1931، موسولینی شخصاً در نمایشگاه دوم این مکتب حاضر شد و از آن دفاع نمود. واگذاری مسئولیت ساخت خانه ی فاشیسم به معماری چون جوزپه نرانی که در کل کارهای خود چه در نماسازی و چه در فضاسازی درونی، کاملاً مدرن است، گویای ابهام فاشیسم ایتالیاست. این گرایش پاندول وار از ستا 1937، تخت تاثیر مستقیم ایتالیاست. اما از سال 1937، تخت تاثیر مستقیم سیاست فرهنگی هیتلر تغییر کرد و موسولینی تحت تاثیر مستقیم سیاست فرهنگی هیتلر به سوی قطب عوام گرایانه ی معماری ایتالیا بازگشت.

ستون ها و طاق نصرت ها، سازه های سنگین و بناهای غول آسا، در کنار پیکره های هیولاوار و عظیم از موسولینی، این بار در موجی گسترده، معماری ایتالیا را زیر سلطه خود درآوردند. موزه ی تمدن رم اثر پیترو آشیه ری 1939 و میدان تمدن ایتالیا، اثر برونو لاپادولا و ماریو رومانو 1939 در رم و بسیاری آثار دیگر گویای این بازگشت منطقی به کلاسیک گرایی در معماری بودند.

ادامه دارد

بیشتر بخوانید:

اندیشه فاشیستی در معماری 1

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع : انسان شناسی و هنر - ناصر فکوهی

پایگاه خبری حقوق نیوز

   #آلمان #نمایشگاه #پرتغال