تاریخ دریافت خبر: نظر بینندگان
147781_833.jpg
جمعی از فعالین سیاسی با انتشار نامه ای خاطرنشان کردند که باید به شورای عالی اصلاح طلبان ماموریت داده شود تا زمینه را برای شکل گیری نهاد ملی اصلاحات به عنوان یک سامانه سیاسی وحدت بخش میان اصلاح طلبان فراهم آورد.

به گزارش صدای ایران متن این نامه که خطاب به سید محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات نوشته شده است به شرح زیر است:

همچنانکه مستحضرید دوم خرداد ۱۳۷۶ فصل جدیدی از اصلاح طلبی در ایران بود که امید به اصلاح ساختار و رفتار مدیریت نظام سیاسی را در دل میلیون ها ایرانی زنده کرد. امروز اما همزمان با ۲۱ امین سالگرد دوم خرداد، جریان اصلاحات از هر سو در تنگنا و فشار قرار گرفته است. شدت این فشارها از یک سو و برخی ناکارآمدی های درونی جریان اصلاحات از سوی دیگر منجر به آن شده است که در میان بخش هایی از مردم این تصور ایجاد شود که اصلاحات دیگر توان ایجاد تغییر در زیست اجتماعی ایشان را نداشته و باید در جستجوی راه های دیگری برای تغییر بود. راه هایی که به زعم ما در این شرایط پرمخاطره داخلی و خارجی احتمالا هزینه های فراوانی را به ملک و ملت تحمیل خواهد کرد.

بیست و یک سال پس از دوم خرداد، جریان سیاسی موسوم به این نام هنوز از سامان سیاسی متناسبی برخوردار نیست و فقدان سازمانی پویا برای هدایت جریان اصلاحات به مهم ترین نقطه ضعف اصلاح طلبان بدل شده است. همین مساله باعث شده تا این جریان که «ائتلاف جبهه ای» از عناصر بنیادین راهبرد آن محسوب می شود، گاه به نتایجی برسد که از شفافیت کافی برخوردار نیست و یا بدنه اصلاح طلبان و حتی نیروهای فعال اما غیر حاضر در لابی های خاص از فرایند امور بی اطلاع باشند.

برای حل این مساله راه کار تشکیل شورای مشورتی اصلاحات و سپس شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان به خصوص برای عبور از بحران و گذار از شرایط دشوار و امنیتی سال های پسا ۸۸، راهکاری کارآمد و گامی به جلو بود. گامی که نتایج مثبت آن در چند انتخابات اخیر مشاهده شد. اما بروز اختلافات و مشکلات جدی در شیوه تهیه فهرست نامزدهای انتخاباتی در انتخابات پنجمین دوره شوراهای شهرنشان داد که عملکرد این شورا و ساختار و ترکیب آن دچار ضعف ها و نقایص جدی است که در صورت بی توجهی به آنها بیم آن می رود که حتی نام و اعتبار جنابعالی نیز دیگر برای جذب آرای مردم موثر نیافتد. بنابراین انتظار می رفت که در فرصت کافی باقیمانده تا انتخابات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰، این نقایص با هدف افزایش فراگیری، کارایی و دموکراتیک تر کردن این نهاد و تقویت رویکرد جبهه ای آن مرتفع شود، اما شوربختانه اخباری که شنیده می شود حاکی از حکایت دیگری است.

هرچند سیاست ورزی جامعه محور در جبهه اصلاحات در سال ۸۸ بیش از پیش عمده شد لیکن به نظر می رسد در جریان غیبت فعالان و کنشگران سیاسی اصلاحات در مقطع پس از آن و در دهه ۹۰ طیف نیروهای کمتر سیاسی و یا کمتر متعهد به آرمان های اصلاحات - بوروکرات ها و محافظه کاران این جبهه - دست بالا را در مناسبات درونی آن پیدا کرده اند. درحالی که به باور ما و بسیاری دیگر گفتمان اصلاح طلبی گفتمان دموکراسی خواهی و توسعه سیاسی و البته گفتمان تغییر است؛ اما امروز شاهد رشد گونه ای از اصلاح طلبی هستیم که به نوعی سیاست ورزی صرفا بوروکراتیک، بی برنامه و تهی از آرمان به منظور جابجایی درمیان حلقه ای محدود از مدیران سیاسی تقلیل پیدا کرده؛ حلقه های محدودی که شوربختانه گاه شاهد نشانه هایی از فساد و خویشاوندسالاری هم در میان آن ها هستیم. نیک می دانیم که اصلاحات اگر مایه و سرمایه ای دارد چه در جنبش همیشه تابان دوم خرداد و چه در جنبش همیشه سرافراز سبز که انتخابات و جمهوریت را در این کشور بیمه کرد، ناشی از حضور مردم و گروه های متکثر اجتماعی اعم از جوانان، زنان، اقوام، مذاهب، دانشگاهیان، کارگران، فرهنگیان، هنرمندان، فعالان محیط زیست و... بوده است اما متاسفانه بسیاری از بوروکرات ها و اصلاح طلبان محافظه کار بیش از آن که مطالبه تغییر داشته باشند در پی حفظ وضع موجود و موقعیت خود هستند.

اکنون شورای عالی اصلاح طلبان که باید محلی برای کنشگران سیاسی دموکراسی خواه باشد در خطر تبدیل شدن به موضع استقرار دائمی بروکرات ها و تکنوکرات های محافظه کار دولتی قرار دارد، نتیجه هم البته معلوم است: فراکسیون امید در مجلس که علی رغم برخی تک صداها و عملکرد مثبت و قابل تقدیر برخی از منتخبان لیست امید، به هیچ عنوان از ظرفیت های فراوان آن استفاده نشده است؛ فراز و فرود در انتخاب شهردار تهران و ضعف در هماهنگ کردن شورای یکدست اصلاح طلب آن که می توانست کارویژه مدیریت شورای عالی باشد اما از چنین نفوذ و مدیریتی خبری نبود. از این رو گسترش حس عدم اعتماد عمومی به کارآیی شورای عالی، غیبت بسیاری از چهره های موثر و مورد وثوق ملی و انتخاب افراد برای عضویت در این شورا با معیارهایی به جز سابقه موفق کار سیاسی و تشکیلاتی و قدرت تحلیلی و توان اجرایی در این عرصه، در کنار عدم وزن دهی واقعی به احزاب عضو که گاه در میان آنها احزاب تک نفره و بی اثر در فضای سیاسی به چشم می خورند، باعث شده که نسبت به آینده این نهاد و مقبولیت آن نگرانی های زیادی وجود داشته باشد.

اگر در سال های اخیر به دلایل قابل فهم، قرار بر بهره گیری از چهره های به اصطلاح سفید اصلاح طلب در لیست ها و مناصب و مدیریت های کلانی بود که در دسترس اصلاح طلبان قرار می گرفت؛ تسری این دیدگاه از «حوزه کارپردازی دولتی» به حوزه «کنشگری و سیاست ورزی اصلاح طلبانه»، جایی که دیگر سدهای حراست و شورای نگهبان وجود ندارند، هر اصلاح طلب دلسوز و متعهد به آرمان های این جریان را نسبت به آینده مایوس می کند. از سوی دیگر به صراحت تاکید می کنیم که هیچ چهره شاخص ملی ۴۰ یا ۵۰ ساله ای سراغ نداریم که بتوان فرد او را بر جماعتی ترجیح داد و اصولا در مورد مصداق یابی شخصیت های حقیقی متصف به صفت چهره ملی بایستی کاملا با تفسیر مضیق عمل کرد.

هم از این روست که انتشار اخباری مبنی بر برنامه ریزی برخی افراد برای آینده سیاسی خود و انتخابات آتی از طریق تبدیل این نهاد به یک ستاد انتخاباتی، حس ناخوشایند سوءاستفاده از موقعیت سیاسی را در میان بسیاری از هواداران جریان اصلاحات دامن می زند.

می دانیم که حضور شما به عنوان رهبر اصلاحات و چهره مورد وثوق همه گروه های این طیف تاکنون موجب تکرار پیروزهایی در انتخابات مختلف شده است، اما نباید فراموش کرد جریانی که توسعه سیاسی را به عنوان شعار اصلی و برنامه محوری خود انتخاب کرده است باید از «فردمحوری» به سوی «نهادمحوری» حرکت کند چرا که معلوم نیست همواره بتوان از سرمایه اجتماعی گرانقدر شما بهره برد. لذا از جنابعالی انتظار می رود که نسبت به شکل گیری اصولی سامان و سازمان سیاسی اصلاح طلبان، به نحوی که در نهاد عالی سیاستگذاری آن ۱- اصل انتخابی بودن و شکل گیری از پایین به بالا در راس امور باشد، ۲- این نهاد مشروعیت خود را از مشارکت تمامی فعالان ملی و منطقه ای واقعا اصلاح طلب کسب کند تا در شرایط خطیر از امکان ایستادگی های لازم برخوردار باشد، اهتمام ورزید و نیز از سهم خواهی افرادی که محدودیت های ایجاد شده برای چهره های مقاوم و شاخص اصلاح طلب را به عاملی برای دوپینگ سیاسی خود بدل کرده اند، جلوگیری فرمایید. بدیهی است که اگر نهاد عالی جدید مبتنی بر معیارهای پیش گفته سامان نیابد، تصمیمات و سیاست های اتخاذ شده از سوی چنین شورایی یا قابل همراهی نخواهد بود و یا به سختی قابلیت دفاع خواهد داشت که طبعا اصلاحات را از اقبال وسیع پیشین محروم خواهد کرد.

بر این اساس امضاکنندگان این نامه پیشنهاد می کنند که در جریان شکل گیری دور جدید شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان، با به عضویت در آوردن چهره های ملی و امتحان پس داده که نماد اصلاح طلبی اند و سپردن مدیریت این شورا به یکی از شخصیت های مقاوم و ملی، نخست از گسترش احساس تقلیل اصلاح طلبی به محافظه کاری پیش گیری شود و در مرحله بعد به این شورا به مثابه شورایی موقت ماموریت داده شود تا زمینه را برای شکل گیری نهاد ملی اصلاحات به عنوان یک سامانه سیاسی وحدت بخش میان اصلاح طلبان به نحوی که بیش از پیش دموکراتیک و برآمده از روندهای انتخابی، شفاف و منطقی باشد اقدام نماید. چنین اقدامی نخستین گام در مسیر مبارک اصلاح اصلاحات خواهد بود.

در خاتمه برای جنابعالی تداوم خدمت به ملک و ملت را از خداوند منان خواستاریم و بار دیگر از تمامی زحمات شما در راه گسترش مردمسالاری، آزادی و اخلاق در جامعه قدردانی می کنیم.

   #اصلاح طلبان #انتخابات #سامانه #اخباری #دموکراسی #فراکسیون امید #شورای نگهبان #حکایت #دولت اصلاحات