خرید سکه کلکسیونی

آب نمی خواهیم، غذا نمی خواهیم، به ما چادر بدهید! +عکس

تاریخ دریافت خبر:
 آب نمی خواهیم، غذا نمی خواهیم، به ما چادر بدهید! +عکس باید با چشم خودتان ببینید؛ این را اقا عثمانی می گوید . راننده تاکسی زردرنگی که راه بلد ما شده است به سمت ثلاث باباجانی.آقا عثمانی، محلی همینجاست ، چوخارانک پوشیده با شال.. نزدیک ثلاث باباجانی که می رسیم، قبل از ورودی شهر دست بلند می کند و چادرها را نشان می دهد. چادرهای سفید رنگ هلال احمر نزدیک میدان امام خمینی کنار هم ردیف شده اند روی زمین. پایگاه خبری ریشه:

جمعیت آدم ها اما از چادرها بیشتر است؛ آدم های زلزله زده، آواره، جمعیت بی جا و مکان. زن ها و مردهایی که از شب زلزله از همان لحظه که سقف خانه هایشان اوارشد، سقف بالای سرشان ندیده اند؛ حتی یک سقف پارچه ای مثل چادرهایی که می گویند در منطقه پخش شده.

داخل شهر، جلوی ساختمان کمیته امداد شهرستان ، جمعیت صف کشیده اند برای چادر. سعید با زن و بچه هایش آمده ؛ می گوید:« ما هشت نفریم، آب نمی خواهیم غذا نمی خواهیم، به ما چادر بدهید!»

انگشتش را می آورد بالا، یکی یکی اعضای خانواده اش را نشان می دهد، خودش است و زنش و 2 تا دختر و 4 تاپسر. دوباره می گوید: ما دیشب از سرما نوبتی می رفتیم توی ماشین می خوابیدیم. هر نیم ساعت یک بار ماشین را روشن می کردیم ...اما مگر این طوری آدم گرم می شود؟!»
اسماعیل هم مثل سعید زلزله زده است؛ سقف خانه نوسازش با اولین تکان های زلزله امده پایین. جوری که انگار هیچوقت سرپا نبوده ؛ او هم آمده است دنبال چادر.

چادر اما اینجا غنیمت است، دست هرکسی نمی رسد. این را هم محمد می گوید که از دیروز جلوی تک تک نهاد ها ، چند ساعتی نشسته . مردی که شب های بعد از زلزله را با بچه هایش پشت یک وانت می گذراند :» ما سه تا برادریم با زن و بچه هایمان می شویم 15 نفر، به ما یک چادر کوچک هم برسد ، راضی ایم. اما کو چادر؟»

جلوی در کمیته امداد شهرستان ثلاث باباجانی ، یک نیسان آبی پر از کمک های غذایی از راه رسیده ؛ یک نفر بالای نیسان ، قوطی های کنسرو و بسته های نان را بین مردم پخش می کند. مردم اما برای دریافت کمک بی تابند.

سیدامیر حسینی رئیس کمیته امداد شهرستان ثلاث باباجانی بی تابی مردم را می بیند. کنارش که می ایستیم می گوید: "من به این ها حق می دهم. اینها همشهری های من هستند. ، از زلزله آسیب دیده اند، خودشان سرگردانند، زن و بچه هایشان سرگردانند. استرس دارند، در این چند روز هم که هی مدام پس لرزه آمده و تن شان را لرزانده.. متحمل ضرر و زیان شده اند، بی طاقتی شان طبیعی است ما درک می کنیم.»

سر حسینی و همکارانش از روز زلزله شلوغ است، آنها شبانه روز اینجا ایستاده اند و چراغ کمیته امداد را برای مراجعان روشن نگه داشته اند :» ما اینجا 154 تا روستا داشتیم که بیش از 70 درصد این روستاها تخریب شده، اما به خیلی هایشان هنوز کمک نرسیده . ما همه تلاشمان این است که به این روستاهای دور هم ماشین کمک و امداد بفرستیم؛ امروز یک ماشین فرستادیم دالاهو، چندتا هم رفته سمت دوری دره، شیخ صالح، ازگله، نیمه کار گرمسیر. اما خودمان هم می دانیم هنوز خیلی جای کمک دارد.اینجا 5 هزار چادر پخش شده اما هنوز خیلی ها چادر برای اسکان ندارند، خیلی ها هم می خواهند جلوی در خانه خودشان چادر بزنند تا بالای سر خانه و زندگی شان باشند، به خاطر همین از اسکان در جاهایی که دورتر از خانه هایشان است استقبال نمی کنند. »

چادر ، وسیله گرمایشی ، مواد غذایی و بهداشتی؛ رئیس کمیته امداد شهرستان ثلاث باباجانی ، نیاز مردمش را در همین چهار قلم خلاصه می کند و می گوید: « تجهیزات ما زیاد نیست ، به ماشین نیاز داریم، الان هم از ادارات دیگرماشین گرفته ایم تا کمک ها را به روستاها برسانند. برای پخش کردن کمک ها هم نیروی انسانی می خواهیم، بچه های خودما از روز اول زلزله اینجا سرپا هستند، حتی از زن و بچه و خانواده خودشان خبر ندارند، این ها مگر چند روز دیگر دوام می آورند؟! از صبح چندتا ماشین بار زده اند ، کاش از شهرهای همسایه نیروی کمکی برای ما بفرستند.»

بار نیسان آبی رنگ حالا تمام شده، راننده نیسان، دنده عقب مسیر آمده را برمی گردد تا خیابان اصلی. با یک بوق خداحافظی از ما دور می شود. مردم متفرق می شوند، تا ماشین کمک بعدی از راه برسد؛ اسماعیل را دوباره می بینیم؛ جلو می آید، توی دست هایش سه تا قوطی کنسرو لوبیاست. می گوید:« ما چادر می خواهیم...کاش بار ماشین بعدی چادر باشد».