کتاب سکه های ماشینی قاجار

تاریخ دریافت خبر:
خبرگزاری شبستان به نقل از طلیعه: دکتر محمدعلی فتح اللهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درباره اربعین و نقش و تأثیرات آن گفت: انسان با مصیبت و آزادی تعریف می شود. وقتی مصیبت بر صابران و مؤمنان اصابت می کند، به حقیقت از اویی و بسوی اویی متوجه و منتقل می شوند. به نوعی می توان گفت که خاصیت مصیبت آن است که حقیقت هستی را به انسان می نماید و انسان را در بستر آن قرار می دهد.

وی افزود: اگر همه هستی را انسان کبیر بدانیم، اعظم مصائب که تعلق به همه خلقت دارد و بستر تحقق ایمان است، در عاشورا اتفاق افتاد. این مصیبت، مصیبت خاص هفتاد و تن نبود که آسمانها هم بر آن گریه می کنند.(بَکَتِ السّماءُ علی الحسین اربعین یوماً بالدَّم – مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۲۱۲) فهم و تفسیر آفرینش با این مصیبت انجام می شود که ماهیت از اویی و بسوی اویی را نشان می دهد.

این محقق و نویسنده کشورمان اظهارداشت: حادثه عاشورا باعث شده است که بتوانیم بر سایر ائمّه علیهم السلام و بر گذشتگان خودمان هم گریه کنیم. این مصیبت مال همه است و ما هم باید سهم خود را از این مصیبت برداریم. چگونه می شود که مصیبت حضرت سیدالشّهداء علیه السلام، مصیبت ما هم بشود و ابتلاء واقعی به مصیبت حضرتش پیدا کنیم.

وی با اشاره به اینکه ولایت عبارت از برقراری ارتباط بین انسان کبیر با افراد انسانی است، تصریح کرد: اما این ارتباط قلبی با عاشورا که مصیبت انسان کبیر است و درک عظمت آن چگونه ممکن است. برقراری ارتباط با واقعه و یا حقیقتی مستلزم آن است که اولاً غیر واقعی نباشد و ثانیاً قابل دسترس و میسّر باشد. حادثه عاشورا واقعی است ولی ممکن است این ذهنیت پیش آید که به خاطر عظمت آن، امکان برقراری ارتباط میسّر نباشد.

فتح اللهی در ادامه سخنانش اضافه کرد: صعوبت درک و فهم ابعاد این حادثه عظیم و ماهیت آن تا حد زیادی روشن است و ذهن و عقل انسان به مرحله ای می رسد که از درک آن عاجز می شود. وقتی صرف شناخت ذهنی این حادثه، چنین سخت باشد؛ به طور طبیعی برقراری ارتباط روحی با آن و تداوم این ارتباط به عرصه زندگی روزمره، صعوبت زیاد تری خواهد داشت. آیا باید راه انبیا و راه بشر را جدا از هم تصوّر کنیم یا اینکه به جستجوی تدابیر الهیّه که این مهم را ممکن می سازد باشیم؟

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بیان کرد: تفکر اسلامی، این دو را جدا از هم نمی بیند و برای یگانگی و اتصال آن، تدارک لازم را دیده است. اینجاست که به اهمیت اربعین پی می بریم که به عنوان تدبیر بزرگ الهی، امکان برقراری چنین امر خطیری را فراهم می سازد. امور وجودی چون سیاست، ولایت و ایمان، تدریجی هستند و اربعینی لازم است تا طینت آدمی تخمیر شود و با درک حقیقت قدسی اباعبدالله(ع) زندگی پیدا کند.

وی تأکید کرد: تحمل عاشورا، زمان لازم دارد. اربعینی لازم است که این تحمل نتیجه دهد و باطن آن در زندگی روزمره ظاهر شود. شیعه می خواهد از این تحمل مصیبت، نتیجه بگیرد و با آن به استحکام ایمان بپردازد که آن هم با اربعین حاصل می شود. ایمان پیامی وجودی است که سروکارش با اراده و اختیار مومن است و با درونی شدن غم عاشورا حاصل می شود و اربعین، غم را در زندگی جای گیر می کند. اربعین باعث می شود که عاشورا با زندگی پیوند پیدا کند، به گونه ای که هم بتوان زندگی کرد و هم عاشورایی بود.

فتح اللهی با تأکید بر اینکه اربعین باطن هستی را با ظاهر زندگی می پیوندد و ایمان را مستحکم می کند که همان ولایت هست، گفت: ولایت در اسلام، باطن را به ظاهر می پیوندد، تشریع را لباس تکوین می پوشاند و به قانون، وجود و قدرت اجتماعی می دهد. حکومت عامل اتصال این دو فضای بظاهر جدا از هم می باشد. حکومت عبارت از غم نهادینه شده در قلوب انسانها است و وجه غمگنانه زندگی را آشکار می سازد.

وی تصریح کرد: در واقع ولایت با اربعین شکل می گیرد. اربعین، عاشورا را در تخیل اجتماعی و تاریخی انسانها قرار می دهد. عقل سرخ را به خیال سبز تبدیل می کند. غم عاشورا را درونی و تبدیل به ایمان و تجربه ای زیسته می کند. اگر نگاه مستقیم به خورشید عاشورا ممکن نباشد، وساطت اربعین این امکان را برای انسان فراهم می کند تا در نسبت خود با آن تأمل کند، ساحتهای درونی خود را بشناسد، فردیت خود را آشکار نماید و عاشورا را در زمانه خود بازآفرینی کند.

پایان پیام/248
ضمیمه :