ایران آنتیک

تاریخ دریافت خبر:

آینده پژوهی

تعاریف آینده پژوهی

آینده پژوهی رشته ای است که به کشف، شناسایی و مهندسی هوشمندانه ی آینده می پردازد.

یکـی از مشهورترین تعاریف آینده پژوهـی را ونـدل بـل ارائـه داده اسـت . وی بــر ایـن بــاور اســت کـه آینده پژوهی در پی شناسایی، ابداع، ارائه، آزمون و ارزیابی آینده های ممکن و محتمل است تا بـر پایه ارزش هـای جامعه، آینده های مرجح را انتخاب و برای پی ریزی ساخت مطلـوب تـرین آینـده کمک کنند.(عیوضی، 1395،178)

به عقیده وندل بل، کشف یا ابداع، آزمودن و ارزیابی و پیشنهاد آینده های ممکن، محتمل و مرجح، اهداف آینده پژوهی به شمار می آیند.( بل، 1392، 160)

رُی آمارا مـعتقد اسـت آینده پژوهی عبارت است از: هـر تـلاش نـظام مندی که در جـهت اصـلاح فهم مـا از پیامـدهای آینــده ، نـاشـی از توسـعه و انتخاب های کنونی باشد. به عبارت دیگر هر تلاشی که در جهت روشمندکردن فرضیات و برداشت های مـا دربـاره آینده باشد. ایـن تلاش ها به سـه دسـته تقسیم مـی شوند : اسـتنتاج آینـده های احتمالی (هنر آینــده گرایـی)؛ استنتاج آینده های ممکن (علم آینده گرایی)؛ و استنتاج آینده هـای مطلـوب (سیاسـت و روانشناسی آینـده گـرایی).(عیوضی، 1395، 179)

بن مارتین آینده پژوهی را فرایند تلاش سیستماتیک برای نگاه به آینده بلندمدت علم، تکنولوژی، محیط زیست، اقتصاد و اجتماع تعریف میکند که با هدف شناسایی تکنولوژیهای عام نوظهور و تقویت حوزه های تحقیقات استراتژیکی شکل می گیرد و بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارند.

هورتون آینده پژوهی را توسعه گستره ای از دیدگاه ها در مورد راه های امکانپذیر برای توسعه فردای ممکن تعریف می کند.

در ادبیات آینده پژوهی تعریف معتبر دیگری از وبستر وجود دارد که بیان می دارد: آینده پژوهی چشم اندازهای استراتژیک در مورد آینده را تدوین می کند تا حامی توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه شود.

گویگان بیان می دارد که آینده نگاری فرایندی سیستماتیک، مشارکتی و گردآورنده ادراکات آینده است که چشم اندازی میان مدت تا بلندمدت را با هدف اتخاذ تصمیمات روزآمد و بسیج اقدامات مشتری بنا می سازد. (مشایخ و منصوریان، 1395، 47-46)

لاسول پنج کارکرد مشخص را برای مطالعه آینده برشمرده است:

1. شفاف سازی اهداف و ارزش ها

2. توصیف روندها

3. تبیین شرایط

4. تصویرسازی از آینده های ممکن و محتمل در صورت تداوم سیاست های کنونی

5. ابداع، ارزیابی و انتخاب گزینه های بدیل سیاستی(برای دستیابی به اهداف مطلوب).

این پنج کارکرد را باید در قالب مجموعه های واحد و در تعامل با یکدیگر مورد توجه قرار داد. (بل، 1392، 120)

ری هاموند معتقد است مطالعات آینده پژوهی با تحلیل کردن روندهای فعلی سعی بر آن دارد که میزان تأثیرگذاری آنها را بر آینده مورد بررسی قرار دهد. آینده پژوهی به هیچ وجه تلاش نمی کند که آینده را پیش بینی کند، زیرا نمی توان اتفاقاتی را که در زمان آینده رخ خواهند داد، پیش بینی کرد. کار ما این است که روندهای امروز را آنقدر خب بررسی کنیم تا بتوانیم تحلیل عملی و درستی ارائه دهیم از مسیری که این روندها ما را به سمت آن خواهند برد.(ری هاموند، 1394، 36)

اهداف آینده پژوهی

به عقیده ی ونل بل اهداف آینده پژوهی را می توان به نه هدف عمده تقسیم کرد:

1- بررسی آینده های ممکن

2- بررسی آینده های محتمل

3- بررسی تصویرهای آینده

4- بررسی بنیان های معرفتی آینده پژوهی

5- بررسی بنیان های اخلاقی آینده پژوهی

6- تفسیر گذشته و تعیین موقعیت ملل

7- تلفیق دانش و ارزش برای طراحی حرکت اجتماعی

8- افزایش مشارکت مردمی در تصویرسازی در آینده و طراحی آن

9- ترویج تصویری خاص از آینده و حمایت از آن. ( بل، 1392، 221-220)

آینده پژوهی

انواع آینده

در بسیاری از تقسیم بندی ها صورت گرفته، سه شکل آینده ترسیم شده است.

1- آینده های ممکن

2-آینده های محتمل

3- آینده های مرجح

آینده های ممکن تمامی وضعیت هایی که می تواند در آینده محقق شود را برمی گیرد. در این آینده هر چیزی اعم از خوب یا بد، محتمل یا بعید می تواند رخ دهد، حتی اگر چگونگی تحقق آن بر ما روشن نباشد. در این آینده هر چیز قابل تصوری، هر چقدر عجیب و غریب و یا دور از ذهن می تواند در آینده اتفاق بیافتد. برای شناخت این آینده ها بایستی به سئوال چه چیزی می تواند تحقق یابد؟ پاسخ داده شود.

آینده های محتمل شامل چیزهایی هستند که بر طبق روند های کنونی به احتمال زیاد در آینده به وقوع خواهند پیوست. در این آینده بر اساس تحلیلِ علمی روندهای موجود، محتمل ترین آینده ها که امکان بیشتری برای رخ دادن، دارند، در نظر گرفته می شوند. آینده های محتمل به آن دسته از آینده هایی اشاره دارد که احتمالا تحقق می یابد. به عنوان نمونه ادامه روند های فعلی از جمله آینده هایی است که احتمالا اتفاق می افتد. برای این نوع از آینده ها می توان احتمال وقوع مختلف در نظر گرفت. چرا که بعضی از آینده ها از سایر آینده ها محتمل تر هستند. آینده هایی که ادامه وضعیت گذشته و حال هستند، عموماً برای کوتاه مدت به عنوان آینده های محتمل در نظر گرفته می شوند. حال آن که هر چه افق زمانی آینده اندیشی گسترده تر شود از احتمال تحقق آن ها کاسته می شود. چرا که در بلند مدت بسیاری روند ها به صورت پیوسته فعلی نخواهند بود، و تعدادی از روند های فعلی محو شده یا دچار گسست می شوند. بنابراین آینده های محتمل زیرمجموعه ای از آینده های باورکردنی است. در پیش بینی علمی بیش ترین توجه به آینده های محتمل است و سعی می شود تا محتمل ترین آینده ها شناسایی شوند. این دسته از آینده ها در پاسخ به سوال چه چیزی احتمالاً تحقق می یابد؟ پدید می آیند. (مداحی، 1389 ،80)

آینده های مرجح، آینده هایی هستند که مبتنی بر قضاوت های ارزشی هستند و از این رو بیشتر مبتنی بر عوامل ذهنی هستند تا عوامل عینی. همچنین با توجه به اینکه قضاوت های ارزشی متفاوتی در بین اعضای جوامع مختلف وجود دارد، لذا آینده های مرجح نیز بر همین اساس می توانند متفاوت و مختلف باشند. آینده های مرجح در پاسخ به سوال تحقق چه چیزی را می خواهیم؟ قرار دارد.

آینده های مرجح آینده هایی است که مطلوب هستند و مهمترین هدف آینده پژوهی نیز تحقق آن هاست. تفاوت عمده ی آینده های مرجح با سایر آینده های گفته شده در این است که آینده های مرجح همچون آینده های ممکن و محتمل دارای ویژگی شناختی و عینی نبوده بلکه انگیزشی و برخاسته از داوری های ارزشی و از این حیث ذهنی است. تفاوت در ارزشِ داوری ها تفاوت در ترجیح آینده ها را نیز سبب می شود و به این جهت مطلوبیت آینده ها نزد افراد و اجتماعات متفاوت خواهد بود. برای شناخت این آینده ها بایستی به سئوال تحقق چه چیزی مطلوب ماست؟ پاسخ داده شود. (گل پرور، 1389، 82)

در بعضی از تقسیم بندی ها آینده های باور پذیر نیز به سه گانه ی بالا اضافه گردیده است. آینده های باور پذیر به آینده هایی اشاره دارد که بر اساس امکانات و ظرفیت ها و پیشرفت های فعلی در علوم مختلف تحقق آنها باور پذیر است. این آینده ها درصدد پاسخگویی به این سوأل هستند که چه چیز قابل باوری می تواند تحقق یابد؟ هستند. بر خلاف آینده های ممکن که شامل آینده هایی است که می توانند حتی متناقض با اصول و دانش فعلی بشری باشند، آینده های باور کردنی منطبق با این اصول هستند.


مراحل ساخت آینده

آینده محصول و برونداد تعامل و برهم کنش عوامل و ارکان چهارگانه رویدادها، روندها، تصاویر و اقدامات به شمار می رود. در این میان، مسائل و پدیده های نوظهور با حاملیت عناصر آشوبناکی و عدم قطعیت، اثرگذاری اجتناب ناپذیر و فزاینده ای بر این عوامل و ارکان آینده ساز دارند و می توانند منجر به تسریع، تعویق و یا حتی توقف شکل گیری آینده های مورد انتظار گردند.(عیوضی،2، 1394) در ادامه به بررسی مؤلفه های مختلف تأثیرگذار در ساخت آینده پرداخته می شود.

تعریف روند

آبراهام لینکلن جمله ی مشهوری دارد با این مضمون که: «اگر بدانیم که اکنون کجا هستیم و تاکنون در چـه جـهتی رهـسپار بوده ایم...می توانیم بگوییم که در آینده به کجا خواهیم رسید.» این جمله به زبان ساده بیانگر رویکردی مـهم و زیـربنایی در آینده نگری است که «روندشناسی» نامیده می شود. گرایش و جهت گیری رویدادهای مربوط به یک حوزه در بازه ای از زمان «روند» نامیده مـی شود و بـیانگر آن اسـت که اگر سیر وقایع معینی به همان روالی که در جریان است ادامه یابد، در آینده به کدام سـو خـواهیم رفت. شناخت روندها برای دستیابی به تصویری هر چند خام و کلی از آینده کمک می کند. این رویـکرد اسـاس و مـبنای بسیاری از پیش بینی های علمی و حرفه ای در حوزه ی جغرافیا، محیط زیست، تحولات جمعیتی، اقتصادی و نظایر آن است. (جمسی، 1384، 44)

روندها، مسیری را در اختیار ما قرار می دهند که ما را از دنیای امروز، یک راست به دنیای آینده می برد، چون در واقع روندها حکایت از شرایطی دارند که احتمالاً باید در سال های آینده با آن ها دست و پنجه نرم کنیم. این اطلاعات، سرنخ کاوش دنیای آینده را با روش های واقع بینانه در اختیار ما قرار می دهند و پله اول به شمار می روند. (کورنیش، 1388، 117).

آینده پژوهی ها مبتنی بر فرضیات مـشروعی هـستند کـه در تحلیل دقیق تجربة گذشته جای دارند. اگـر شـرایط اولیـه حـفظ شـوند و رونـدهای کنونی اصلاح گردند، آنگاه نتیجه ای خاص با سطح معینی از اطمینان انتظار می رود. این نوع استدلال باید مبتنی بر فهم کامل سیستم یا سیستم های درگیر باشد. عملکرد گـذشته یک سیستم، مبنایی عقلانی برای قضاوت وضعیت احتمالی آینده به دست می دهد.(اسلاتر، 1386، 118)

مزیت ویژه روندها این است که همچون پلی گذشته را به آینده پیوند می زنند. ما با استفاده از روندها، دانش آن چه را که در گذشته رخ داده است، به دانشی درباره آن چه محتمل است رخ دهد، تبدیل می کنیم. (کورنیش، 1388، 63).

انواع روند

الف) برخی از روندها ادامه حال و گذشته هستند، برای فهم این روندها نیاز داریم که آنچه را در گذشته روی داده و آنچه اکنون روی می دهد را درک کنیم. این فهم گاه از طریق علوم طبیعی و اجتماعی و گاه از خلال آموزه های تاریخی، فلسفی و یا دینی میسر می شود.

ب) گروه دیگری از روندها، کم و بیش چرخشی و تکرارشدنی هستندو بنابراین جزئی از تجربه شخصی خود ما نیستند، اما جزئی از گذشته های دورتر هستند. در مورد این روندها ممکن است موفقیت یا شکست ها ما را در پیش بینی آینده گمراه سازد، چون ما هیچ گاه به طور شخصی این روندها را به خوبی انچه در آینده تجربه می شود یا گذشتگان ما تجربه کرده اند نیازموده ایم، اما باز هم ممکن است این روندها در سنن و آموزه ها و مدارک تاریخی، فلسفی و مذهبی موجود باشند و بنابراین آنها هم بطور غیر مستقیم در دسترس ما هستند.

ج) ممکن است مواردی هم در آینده باشند که کاملاً جدید باشند و در گذشته به شکل انسانی تجربه نشده باشند. این عناوین را بهتر اسن موارد نوظهور بخوانیم، چون این موارد اگرچه در آینده به شکل مبهمی و به طور بالقوه وجود دارند، ولی به وضوح در زمان حاضر قابل مشاهده اند و در گذشته اصلا وجود نداشته اند. بسیاری از آینده اندیشان معتقدند مهم ترین روند های آینده موارد نوظهور و کاملاً جدیدی هستند که به انسان ها اجازه می دهند کارهایی را که در گذشته ممکن نبود انجام دهند.(حسام قاضی، 1395، 21)

رخدادها

جیمز دیتور رویدادها را چیزهایی می داند که بسیاری از مردم را درباره ی سودمندی تفکر درباره ی آینده با شک و تردید مواجه می سازد. رویدادها نظم موجود در روندها را به چالش می کشد و برنامه ریزی برای آینده را با ابهام و مانع مواجه می سازد. رویدادها از حیث تأثیرگذاری بر روندها و آینده دارای شدت و ضعف می باشند. برخی از رخدادها می توانند بشدت بر روندها و بر آینده تأثیرگذار بوده و جهت آ ن را تغییر دهند.

تصویرها و اقدام ها

سومین و چهارمین عاملی که بر آینده تاثیر می گذارند، عبارتند از تصوراتی که افراد از آینده دارند و اقداماتی که بر مبنای تصورات انجام می دهند. برخی از این اقدامات مخصوصاً با این هدف صورت می پذیرد که آینده را تحت تاثیر قرار دهند و البته برخی دیگر اینگونه نیستند اما در نهایت همگی بر آینده اثر خواهند گذاشت.(مردوخی، 1391، 59)

به عقیده وندل بل، مـهم ترین و بنیادی ترین پرسش هـای پژوهشی آیـنده پژوهـان ، مـواردی ایـن چـنینی انـد: تصویرهای آینده چه ماهیتی دارند؟ علـل پیدایش آنها چیست ؟ و هر یک ، چه پیامدهایی دارند؟ (بل، ١٣٩ ، ١٧٣)

دیتور معتقد است برخی از این کنش ها بویژه به قصد تأثیرگذاری بر آینده انجام می گیرد و برخی نه، اما همه کنش ها (قصدی یا غیرقصدی) آینده را متأثر خواهد نمود. به همین جهت آینده پژوهی تلاش می کند به مردم برای دقت در تصویرسازی از آینده کمک نماید (تصویرهایی که برگرفته از آرمان ها، ترس ها، امیدها و باورهای آنها پیرامون آینده است) تا تصمیمات بهتری اتخاذ نمایند. دیگر این که آینده پژوهی درصدد کمک به مردم است تا تصویرها و اقدام های خود را از حد کوشش های منفعلانه فراتر برده، بکوشند تا آینده را پیش بینی کرده و سپس بر پایه ی این پیش بینی ها، طرح های عملی خود را به پیش ببرند. این فقط گام اول آینده نگری است. گام بعدی ایجاد تصویرهای مثبت از آینده (آینده های مطلوب و مرجح) و اقدام به طرح ریزی و تصمیم گیری بر اساس تصویرهای مثبت است. یادگیری فنون چشم اندازسازی و بازنگری چشم اندازها و آنگاه اقدام به طرح ریزی و عمل بر پایه ی این چشم اندازها به گونه ای که در عرصه ی طرح ریزی و تصمیم گیری رایج است، قلب آینده پژوهی و آینده کاوی را تشکیل می دهد. (اسلاتر، 1390، 147-146).


پدیده های نوظهور

مسائل و پدیده های نوظهور با حاملیت عناصر آشوبناکی و عدم قطعیت ، اثرگذاری اجتناب ناپذیر و فزاینده ای بر این عوامل و ارکان آینده ساز دارند و می توانند منجر به تسریع، تعویق و یا حتی توقف شکل گیری آینده های مورد انتظار گردند. در این راستا، مسائل و پدیده های نوظهور نیز برونداد تعامل و برهم کنش پیشران ها به شمار می روند. از این روی، خلق و تحقق آینده مورد نظر مستلزم شناخت و مدیریت پدیده ها و مسائل نوظهور می باشد و شناخت و مدیریت این مسائل و پدیده ها، به نوبه خود، مستلزم شناخت و مدیریت پیشران ها و تعاملات متقابل آنها می باشد.(عیوضی،1، 1394)

از آنجا که پدیده های نوظهور، پدیده های نوآیند، پویا و تحول آفرین می باشند لذا نظام ها نظم های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را تحت تاثیر قرار می دهند و تغییرات اجتناب ناپذیری را در گستره زمانی حال و آینده موجب می شوند. پدیده های نوظهور، بدون تردید، از پیچیده ترین پدیده های ممکن الوقوع به شمار می رود که تمامی مراحل آن (شکل گیری، ظهور، تداوم، افول) از قابلیت تحلیل پذیری برخوردار می باشند؛ افزون بر این، تاثیرگذاری پدیده های نوظهور برآیند مجموعه عوامل متعددی می باشد که می تواند دستاویز تحلیل های متعددی قرار گیرد.(عیوضی، 1394، 3)

پدیده های نوظهور را می توان به سه گروه، شگفتی سازها، سیگنال‎های ضعیف، مسائل نوظهور تقسیم کرد.

شگفتی سازها به رویدادهای غیرمعمول و غیرقابل انتظاری اطلاق می شود که به دلیل عمق تأثیرگذاری، شگفتی همگان را بر می انگیزند.

شگفتی ساز یکی از اصطلاحاتی است که در بازی ورق و بویژه پوکر به کار می رود. چنین ورق هایی مثلاً جوکر می توانند جایگزین هر ورق دلخواه و موردنیاز شوند. اما همان طور که لغت نامه انگلیسی «مریام وبستر » می نویسد، امروزه از این اصطلاح برای نام بردن از هر عامل پیش بینی نشده در هر حوزه ای استفاده می شود. معادل رسمی تر این اصطلاح در نظریه تصمیم، «رویداد های با احتمال پایین و تاثیرات زیاد» است. (مداحی، 1389، 92) شگفتی سازها، شگفتی هایی هستند یه دارای قدرت تغییر یامل توان شما هستند و می تواند نتیجه ی یامل بازی و معادله را تغییر دهند. (فهی، 1390، 85) شگفتی سازها از قدرت مختل سازی کامل بسیاری از امور و تغییر بنیادین تفکر و برنامه ریزی بسیاری از افراد برخوردارمی باشند. به طور کلی شگفتی سازها عبارتند از رویدادهای ناگهانی و منحصر به فردی که می توانند نقطه عطفی را در تکامل یک روند معین ایجاد نمایند.(همان منبع،4)

مسائل نوظهور به مسائلی اشاره دارند که از احتمال وقوع اندکی برخوردار می باشند اما در صورت وقوع، تاثیر شگفت انگیزی بر جامعه می گذارند. بنابراین، این مسائل نگران کننده و تحرک آفرین می باشند و مفروضات مطرح در خصوص ماهیت آینده را به چالش می کشند. مسائل نوظهور می توانند از رویدادها یا روندها پدیدار گردند. به عبارت دقیق تر، مسائل نوظهور می توانند در پاسخ به رویدادها نمایان گردند که غالباً دارای تاثیرات مختل کننده می باشند و یا در پاسخ به روندها و در جریان واکنش سازی های متفاوت جوامع و دولت ها پدیدار گردند.(همان منبع، 5)

حقوق نیوز

عاطفه کریمی